تحلیل تغییرات کاربری اراضی حوزۀ آبخیز بالانج‌‌چای با استفاده از سنجه‌‌های سیمای سرزمین

نویسندگان

1 استادیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشگاه محقق اردبیلی اردبیل ایران

2 استادیار مرتع و آبخیزداری، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد آبخیزداری، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

doi
10.22111/gdij.2019.4360
چکیده

امروزه تفکیک سیمای سرزمین به عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های اکولوژی و کاهش تنوع بیولوژیکی شناخته شده است. این مسأله وسعت عرصه‌های طبیعی را کاهش و پراکندگی و انقطاع آن را افزایش می‌دهد. آشکارسازی و تحلیل تغییرات کاربری اراضی مبنای شناخت مسائل و مشکلات محیط زیست می‌باشد. هدف از این پژوهش ارزیابی تغییرات مکانی و زمانی کاربری اراضی بالانج‌چای شهرستان ارومیه به کمک فناوری سنجش از دور و با استفاده از سنجه‌های سیمای سرزمین در یک بازه زمانی 24 ساله است که برای برنامه‌ریزی‌های فعلی و آتی استفاده از سرزمین در جهت توسعه پایدار حائز اهمیت می‌باشد. برای تهیه نقشه کاربری اراضی از تصاویر ماهواره‌ای Landsat4 سال 1992 و Landsat8 سال 2016 استفاده شد. به منظور بررسی تغییرات کاربری اراضی در این بازه زمانی از سنجه‌های تعداد لکّه، تراکم لکّه، تراکم حاشیه، درصد پوشش سیمای‌سرزمین، بزرگترین لکّه و شکل سیمای‌سرزمین در سطح کلاس و از سنجه‌های تعداد لکّه‌ها، تراکم لکّه، بزرگ‌ترین لکّه، شکل سیمای‌سرزمین، تنوع شانون و پیوستگی در سطح سیمای سرزمین در نرم‌افزار Fragstats 4.2 استفاده شد. نتایج پژوهش با استفاده از سنجه‌ها در سطح کلاس و سیمای سرزمین بیانگر آن است که به‌طور کلی، سیمای سرزمین تکه‌تکه‌تر، از نظر شکلی پیچیده‌تر، نامنظم‌تر و از نظر میزان یکپارچگی عناصر ساختاری، ناپیوسته‌تر ( از 21/38 درصد به 10/24 درصد) و از نظر نوع کاربری پوشش موجود در واحد سطح متنوع‌تر (از 08/1 به 3/1) شده است. هم‌چنین تفسیر نتایج گویای این واقعیت است که لکّه‌های انسان‌ساخت و کشاورزی در بازه زمانی مورد نظر روند تغییراتی کاملاً همسو را طی کرده‌اند که می‌تواند ناشی از اثر مستقیم و شدت حضور بیش‌تر انسان در تعیین الگوی پراکنش مکانی آن‌ها در مقایسه با سایر کاربری‌ها باشد