تحلیل انتقادی رمان نخلهای بیسر (بر اساس نظریۀ فرکلاف و مربع ایدئولوژیک ون دایک)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهیدبهشتی،تهران،ایران.
2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهید بهشتی،تهران،ایران
3 استاد،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه شهیدبهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22126/rp.2022.7661.1553چکیده
نخلهای بیسر(1) از نخستین رمانهای حوزۀ پایداری است که در بستر زمانی و مکانی جنگ به نگارش درآمده است. یکی از مهمّترین زمینههای قابل بررسی در این اثر، میزان و نحوۀ انعکاس ویژگیهای ساختاری و اندیشهای حاکم است. این جستار در پی آن است که با بازخوانش رمان نخلهای بیسر در قالب رویکرد انتقادی فرکلاف و مربع ایدئولوژیک وندایک به شیوۀ توصیفی- تحلیلی، گفتمانهای موجود در اثر را مورد کاوش قرار دهد و پاسخگوی این پرسش باشد که گفتمان حاکم بر فضای داستان، در خدمت حفظ روابط قدرت ایدئولوژیک در لایههای ساختار اجتماعی صورتبندی شده است یا در جهت تضعیف و دگرگونی آن میباشد؟ یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که نویسندۀ نخلهای بیسر با بهرهگیری از کارکرد ایدئولوژیک زبان در راستای بازتولید مؤلفههای گفتمان سنتگرایی ایدئولوژیک که گفتمان مسلط در دهۀ60 بوده، همّت گماشته است. فراست، بدینطریق علاوهبر، مشروعیّتبخشی نظام معنایی مسلّط و طرد گفتمانهای رقیب در جهت تثبیت روابط قدرت موجود در لایههای ساختار اجتماعی نیز برآمده است.