بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه بواسطه نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی معلّمان

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری مدیریت آموزشی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

2 استادیار روانشناسی تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران(نوبسنده مسؤول)

doi
10.22034/jiera.2024.425600.3080
چکیده

هدف: سازمان‏‌های آموزشی به‌‏ویژه مدارس کشورمان در شرایط متغیّر و متحوّل امروزی، جهت مقابله با مسائل و مشکلات عدیده‏ای که با آن روبرو هستند، نیاز مبرمی به مدیران و معلّمانی دارند که خلاق و به‏روز باشند و این خلاقیّت را در عملکرد شغلی‏شان نشان دهند. با توجه به اهمیت و ضرورت عملکرد خلاقانه معلّمان و مدیران، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رهبری دیجیتال با عملکرد خلاقانه به‌واسطه نقش میانجی توانمندسازی روان‌شناختی معلّمان انجام شده است. روش: روش پژوهش کمّی، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش معلّمان مقطع ابتدایی منطقه 5 تهران در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 1610 نفر بودند، که از این جامعه با روش نمونه‏‌گیری تصادفی ساده و بر مبنای فرمول کوکران نمونه‌ای به حجم 310 نفر انتخاب شد. برای جمع‌‏آوری داده‏‌های پژوهش از پرسشنامه‏‌های رهبری دیجیتال (ULUTAŞ & ARSLAN, 2017)، توانمندسازی روان‌شناختی (Spreitzer, 1995) و عملکرد خلاقانه (Oldham & Cummings, 1996) استفاده شد یافته‌ها: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و به کمک دو نرم‌افزار Spss و Lisrel انجام شد. نتایج تحلیل نشان داد که: رهبری دیجیتال دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه و توانمندسازی روان‌شناختی معلّمان است؛ توانمندسازی روان‌شناختی دارای اثر مستقیم، مثبت و معنادار در سطح 05/0 بر عملکرد خلاقانه معلّمان است؛ همچنین رهبری دیجیتال به‌واسطه نقش میانجی توانمندسازی روان‌شناختی دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر عملکرد خلاقانه معلّمان است. نتیجه‌گیری: درنهایت برای این‏که سازمان‏های آموزشی و مدارس بتوانند همگام با تغییرات نوآورانه و پیشرفت‏‌های محیط دیجیتال‏‌محور واکنش مناسبی داشته باشند، باید با استفاده از سبک رهبری دیجیتال، استرس معلّمان در ارتباط با اشتباهات احتمالی برای بیان ایده‏‌ها و نظرات متنوّع و جدید را از بین برده و از این طریق باعث افزایش عملکرد خلاقانه معلّمان شوند.