رویارویی با سایه خوانشی متفاوت از فردیّتیابی نوجوان در رمان کنسرو غول مهدی رجبی
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22126/rp.2022.7976.1607چکیده
ناخودآگاه فردی و بخش اعظم آن سایه، از موضوعاتی است که هماره ذهن نویسندگان را به خود مشغول داشته و باعث شکلگیری آثاری خلاقه و منحصربهفرد شده است. این مفاهیم باتوجّه به ماهیّت دورۀ نوجوانی و تلاش نوجوان برای شناخت خویش و رسیدن به هویّتی یگانه، در آثاری که برای نوجوانان نوشته میشود، جایگاه ویژهای دارد. از اینرو این پژوهش بر آن است تا با رویکرد روانشناسی تحلیلی یونگ و با تأکید بر سایه، رمان کنسرو غول، نوشتۀ مهدی رجبی را از نظر روند رویارویی، شناخت و پذیرش قهرمان با سایهاش واکاوی کند. این پژوهش به روش تحلیل محتوا انجام شده است و نویسنده کوشیده است با تحلیل محتوای داستان در دو سطح شخصیّتهای داستانی و فضاسازی به تحلیل و بررسی کهنالگوی سایه و مؤلفههای حضور آن بپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که توکا (شخصیّت اصلی داستان) در طی فرایند فردیّت خویش، در مواجهه با مسائل و مشکلاتی که ناگزیر است با آنها روبهرو شود، با کمک غول کنسروی که زاییدۀ خیالات اوست، موفق به رویارویی و پذیرش بخشی از سایۀ خود میشود. نتیجۀ این رویارویی موفق در پایان داستان خود را به صورت افزایش اعتماد به نفس توکا، درک وی از ویژگیهای واقعی و شناخت نسبی از سایهاش نمایان میشود.