بررسی انتقادی دیدگاه استفان هاوکینگ درباره ملازمه میان «بیآغازی زمانی کیهان» و «خداناباوری» بر اساس مبانی حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دکتری مدرسی معارف اسلامی، مدرس دانشگاه فردوسی و حوزه علمیه مشهد
2 عضوهیأت علمی گروه معارف اسلامی و هسته پژوهشی مطالعات میان رشتهای هستی شناسانه، دانشگاه فردوسی مشهد
3 عضو هیأت علمی گروه فیزیک و هسته پژوهشی مطالعات میان رشته ای هستی شناسانه، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.30513/ipd.2023.5373.1456چکیده
مسئله آغاز زمانی کیهان، یکی از مسائل چالشبرانگیزی است که افزون بر فلسفه و الهیات، مورد توجه فیزیکدانان معاصر قرار گرفته است؛ به گونهای که برخی از آنان، واکنشهای متافیزیکی ـ الهیاتی و حتی سوگیریهای الحادی را نیز در انتخاب دیدگاههای خود ابراز داشتهاند. بررسی آثار استفان هاوکینگ نشان میدهد که او بدون بهرهگیری از روش متافیزیکی و فلسفی، تنها با مبنا قرار دادن قواعد فیزیکی که بر روش حس و تجربه استوار است، برخی نتایج متافیزیکی مانند بیآغازی زمانی آفرینش کیهان را نتیجه گرفته و از این رهگذر، وجود خدا را انکار نموده است. در جستار حاضر که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد فلسفی نگاشته شده است، یافتههای تحقیق حاکی از آن است که دیدگاه بیآغازی زمانی کیهان در نظر هاوکینگ با دیدگاه برخی از فلاسفه مانند ملاصدرا هماهنگ است؛ ولی ملاصدرا بر خلاف هاوکینگ، از بیآغازی زمانی کیهان، خداناباوری و قرائت آتئیستی را نتیجه نمیگیرد. برخی برداشتهای هستیشناختیِ هاوکینگ، سبب مغالطه در استنتاج و منجر به تناقضات درونی در مباحث فلسفی شده است که در این جستار، با اصول و مبانی حکمت متعالیه مورد بررسی قرار گرفته و ارزیابی شده است. در پایان، این نتیجه به دست آمده است که ملاصدرا در حکمت متعالیه، ملاک نیازمندی کیهان به علت را «امکان» دانسته و میان «بیآغازی زمانی کیهان» و «وجود خدا» جمع نموده است.