نقدی بر مباحث نظریِ داستانِ «مینیمال»/ «داستانک»
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تویسرکان، تویسرکان، ایران.
doi
10.22126/rp.2022.6831.1405چکیده
داستانِ «مینیمال» در معنای مدرن آن، در دهۀ 1960 م. در غرب متولّد شد و بیش از دو دهه است که در ایران مورد توجّه و استقبال قرار گرفته است. مهمترین مؤلّفههای این نوع ادبی عبارت است از: بهکارگیری عناصر ضروری داستان، حجم بسیار اندک، ایجاز در استفاده از زبان، فشردگی و سکوت، پایان غیرمنتظره و شگفتآور، جذابیّت، سادگی زبان و بیپیرایگی. در این مقاله، تعاریفی که برای داستانِ مینیمال/ داستانک بیان شده، نظرهای متفاوتی که در حجم و تعداد عناصر آن گفته شده و خَلطها و اشتباهاتی که در بررسیها و تحلیلها دیده میشود، نقد و بررسی شده است و مهمترین هدف مقاله، بیان همین تفاوتها و تناقضها و روشنترشدنِ مرزبندیها و تبیینِ مؤلّفههای این ژانر ادبی است تا نشان دهد که در آفرینش آثار خلّاق، مشخّصکردن مرز و محدوده جایز نیست. مهمترین یافتۀ تحقیق این است که مینیمالها/ داستانکها دو ویژگی برجسته دارند: حجم فشرده و اندک، سکوت و فراوانی ناگفته ها؛ به این معنی که بسیاری از مینیمالها به خاطر حجم کمِ خود داستانکاند و تعدادی از داستانکها به علّت ویژگی سکوت، مینیمال هستند.