تحلیل ساختار روایی منظومۀ جمال و جلال بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

2 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

3 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6947.1425
چکیده

یکی از شیوه‌های تحلیل ساختاری داستان، روش ریخت‌شناسی ولادیمیر پراپ است که بر پایۀ کنش شخصیّت‌ها بنا شده است. در این مقاله که به شیوۀ توصیفی و تحلیلی نگاشته شده است، مطابق نظریۀ پراپ به تحلیل ریخت‌شناسی و ساختاری منظومۀ جمال و جلال اثر محمد نزل‌آبادی که یکی از آثار مهم و ناشناختۀ قرن نهم هجری است، پرداخته شده است. منظومۀ جمال و جلال، ورای ظاهر عاشقانه و روایی خود، سرشار از بن‌مایه‌های عامیانه، عیّاری، رمزی و عرفانی است که در میان منظومه‌های عاشقانۀ ادبیّات فارسی، ساختار متمایز و بی‌نظیری دارد. در بررسی و تحلیل ساختاری منظومه، مشخص شد که ساختار داستان به جهت کارکرد و شخصیّت، با الگوی پراپ تا حدودی مطابقت دارد؛ هر چند که در حرکت‌های نه‌گانۀ داستان، به سبب ساختار خاص قصّه، با عدم توالی و حذف و اضافۀ برخی از خویش‌کاری‌ها روبه‌رو هستیم. از میان شخصیّت‌های هفت‌گانۀ پراپ، برخی شخصیّت‌ها، به سبب شباهت کارکرد و به اقتضای داستان، با هم ادغام و یا حذف شده‌اند که آنان را می‌توان در چهار دستۀ قهرمان، شاهزاده‌خانم، یاریگر و شریر طبقه‌بندی کرد. برخی از این شخصیّت‌ها در بخش‌هایی از قصّه، خواه یا ناخواه در محدودۀ کارکرد شخصیّت دیگری وارد و باعث هم‌پوشانی می‌شوند.