ویژگیهای مقولۀ زمان در رمان قاعدۀ بازی بر مبنای نظریّۀ ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 استاد، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/rp.2023.9152.1778چکیده
نوشتار حاضر به روش توصیفی – تحلیلی و بر اساس نظریّۀ ژرار ژنت، با هدف مشخّصکردن انواع زمانپریشیهای روایت و علّت کاربرد آنها در رمان قاعدۀ بازی، بررسی انواع شتاب و انواع بسامد و تأثیر آنها بر روند و جذّابیّت رمان نامبرده، نوشته شدهاست. محتوای رمان قاعدۀ بازی روانکاوانه و فلسفی است. زنوزی جلالی برای انتقال بهتر این محتوا، ساختار بسیار سنجیدهای تنظیم کرده است. در مقولۀ نظم، یافتهها حاکی از آن است که درصد بالایی از متن دارای زمانپریشی از نوع گذشتهنگر است. راوی با تداعی معانی، خطّ زمان را میشکند و به بیان خطاهای خود در گذشته میپردازد. این گذشتهنگریها باعث ایجاد تعلیق و جذّابیّت اثر شدهاست. تکگویی درونی و بیان ایدئولوژیهای راوی، شتاب منفی را ایجاد کرده؛ امّا با توجّه به اینکه هدف زنوزی جلالی پرداختن به داستان شخصیّت است، شتاب آن کاملاً بجا و طبیعی است. بیشترین میزان در انواع بسامد، به بسامد مکرّر اختصاص دارد. او با این کار باعث انتقال بهتر آشفتگی، روانپریشی و عقدههای راوی شده است و تأثیر آن اتّفاقات را بر روان راوی بازگو میکند. در این اثر نهتنها هیچگونه ناهماهنگی در میان مؤلّفههای نظریّۀ ژنت وجود ندارد؛ بلکه این مؤلّفهها پیوستگی و تعامل مؤثّری با یکدیگر دارند. تکنیکهای بهکارگرفته در روایت این اثر کاملاً مناسب و آگاهانه است و مطالعۀ ساختاری این رمان منجر به درک پیچیدگیهای آن شده است.