نقد نفی قاعده ضرورت در فلسفه کانت و الهیات پساکانتی از منظر فلسفه اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار گروه دانش اجتماعی مسلمین، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.30513/ipd.2023.3591.1306چکیده
این پژوهش با روشی اسنادی، خلأ نفی قاعدۀ ضرورت و اصل علیت در فلسفۀ عملی کانت و الهیات پساکانتی را به محک فلسفۀ اسلامی گذاشته است. طبق این تحقیق، مفاهیمی چون ایجاد استعلایی، نفی استعلایی، دیالکتیک، دازاین و ایده، رمزواژههایی هستند که حد مشترک میان دو فرقۀ کلامی اعتزالی و اشعری در کلام اسلامی و دو جریان الهیات لیبرال و الهیات دیالکتیک در کلام مسیحی واقع شده و این جریانها را ناگزیر به سمت نفی قاعدۀ ضرورت و اصل علیت سوق دادهاند که نتیجهای جز راه یافتن تصور ترکیب در ذات پروردگار، پذیرفتن انگارۀ «وجود اجوف» و تعطیل احکام شریعت به نفع اختیار نداشته است. به زعم این پژوهش، این امر پیامد بلافصل تفکیک فلسفه از کلام و یا تبعیت فلسفه از کلام در الهیات بوده است. بازگشت به نظم فلسفی ماتقدم ذیل یک جهانبینی توحیدی و تبعیت کلام از فلسفه متافیزیک، راه حل پیشنهادی این پژوهش برای رفع مسئله است.