بازنگری انتقادی استدلال کلامی مثبِت «اراده الهی»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد
2 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه خوارزمی
doi
10.30513/ipd.2023.4589.1385چکیده
متکلمان در اثبات اراده الهی، از استدلالی بر پایه مقدمات و مبانی خاص استفاده میکنند که اشکالاتی جدی دارد. این اشکالات متوجه حکمایی که مبانی متفاوتی دارند، اما این استدلال را پذیرفته و به آن استناد نمودهاند نیز میگردد. خلاصه استدلال این است که از بین اشیاء ممکنالوجود تنها بعضی اشیاء ایجاد میگردند و این اشیاء در زمانی خاص به وجود میآیند. اختصاص وجود به آنها و اختصاص آنها به زمان خاصشان به مخصصی نیازمند است. این مخصص که نمیتواند علم یا قدرت باشد، بنابراین صفتی دیگر به نام اراده را برای خداوند اثبات میکند. این استدلال که در دامان اشاعره شکل میگیرد و با وجود اشکالات مبنایی و محتوایی، بعضی متکلمان معتزله، امامیه و برخی حکما نیز آن را تکرار کردهاند، مستلزم اشکالاتی از جمله ترجیح بلامرجح، حدوث زمانی عالم، اختصاص اراده به امور مادی و زمانی، امکانی شدن اراده الهی و... میباشد. به علاوه، اشکالاتی در تمامیت این استدلال نیز وجود دارد که از آن جمله میتوان تعارض درونی، عدم انحصار مخصص در اراده، امکان تعمیم ویژگیهای اراده به علم و قدرت و در نتیجه امکان جایگزینی این دو صفت به عنوان مخصص و... را برشمرد. در این جستار برآنیم که با بررسی اشکالات و نقد این استدلال، مانع از ابتلا به خطاهای ناشی از آن شویم.