بررسی تحلیلی-تطبیقی مقولۀ «سفر» و «سلوک» در ادبیات داستانی: تمرکز بر آثار احمد غزالی و صمد بهرنگی

نویسندگان

1 استادیار مطالعات ترجمه، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدۀ زبان‌های خارجی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6630.1371
چکیده

در ادبیات جهان، پرداختن به سفر قهرمان جایگاه ویژه‌ای دارد. جذّابیت این مقوله چنان است که آثار فاخری هم در ادبیات کودک و هم بزرگسال بدان اختصاص یافته است. داستان ماهی‌سیاه کوچولو به قلم صمد بهرنگی با زبانی تمثیلی و البته شیرین و کودکانه، به سفر قهرمان داستان و مراحل گذر وی از موانع و چالش­های گوناگون پرداخته است. نگارش چنین آثار عمیقی برای کودکان که باوجود برخورداری از زبانی کودکانه، ریشه در مفاهیم ژرف عرفانی دارد، می‌تواند تأثیرات تربیتی بسیار شگرفی بر نسل جدید بگذارد. از سفر معنوی یا عرفانی در ادبیات بزرگسال، غالباً با نام سلوک یاد می‌شود. هدف از جستار حاضر بررسی تطبیقی مراحل سفر ماهی‌سیاه با مقامات سلوک مرغان در رسالة‌الطیور احمد غزالی است. هرچند در هیچ‌یک از این دو اثر به تفکیک نامی برای مراحل سفر ذکر نشده؛ ولی در منطق‌الطیر عطار که اثری اقتباسی از رسالة‌الطیور است، از این منازل به وادی‌های سلوک تعبیر شده و به ترتیب شامل «طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا» است. یافته‌های مقاله حاکی از تطبیق تمام مقامات یادشده با مراحل سفر ماهی‌سیاه است. یکی از دلایل این شباهت را می‌توان اختصاص این آثار به حوزه ادبیات عرفانی و پرداختن آنها به مقوله مشترک «سفر عرفانی» دانست. همچنین، از روح مشترک بشری در به تحریر در آمدن آثار عرفانی تطبیق‌پذیر و یا حتی از تأثیر ناخودآگاه نویسندۀ معاصر از نویسندۀ کلاسیک نیز نمی‌توان به‌سادگی گذشت.