تحلیل و مقایسۀ دو منظومۀ ویس و رامین و خسرو و شیرین براساس الگوی کنشگری شخصیت‌ها

نویسندگان

1 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6983.1430
چکیده

در این پژوهش، دو داستان عاشقانۀ ویس و رامینِ فخرالدین اسعد گرگانی، تصحیح محمّد روشن و خسرو و شیرینِ نظامی، تصحیح وحید دستگردی، با تکیه بر الگوی کنشگری گریماس مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفته‌است. این الگو، امکان گذر از روساخت مشابه و رسیدن به تفاوت­های ژرف­ساخت روایی دو منظومه را فراهم می ­آورد و به پرسش­های مرتبط با شباهت و تفاوت دو داستان، در چگونگی سامان­ دادن به رویدادها و تأثیر کنش اشخاص در پیشبرد طرح داستان پاسخ می­دهد. روش کار در این پژوهش، تقسیم متن به اجزای کمینۀ روایت سپس شناسایی، تحلیل و توصیف الگوی کنشگری در هریک از واحدهای متن است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می­دهد که طرح کلی داستان ویس و رامین، ستیز عشق با قانون و سطوت شاهانه و سرانجام، پیروزی عشق را روایت می­کند؛ در حالی که داستان خسرو و شیرین، مبتنی است بر تضاد و سرانجام، سازش سطوت شاهانه با عرف و شرع. در منظومۀ نظامی فراوانی صحنه­پردازی­های زیبا و افزون بر متن چشمگیر است و تصادف و تقدیر، به­عنوان بازدارنده و یاریگر، نقشی کلیدی در شکل­ گیری و به­سرانجام­رسیدن طرح داستان ایفا می­کند؛ اما  در داستان ویس و رامین، کنشگران اصلی، اشخاص داستان هستند و پیشبرد طرح داستان در گرو کنش و انگیزه­های آنهاست. زنان داستان ویس و رامین، برخلاف منظومۀ نظامی، در مقام فاعل یا یاریگر و بازدارنده، نقشی مؤثرتر از مردان دارند و کنشگران فعالی هستند که برای رسیدن به خواست خود، به تناسب موقعیت و رخدادهای داستان و با توسل به چاره ­اندیشی­ های گوناگون وارد عمل می­شوند.