کارکرد گفتمانی مکان در رمان هرس

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، اسلامشهر، ایران

3 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6865.1411
چکیده

رمان هرس از نسیم مرعشی شرایط سوژگانی‌ای را ترسیم می‌کند که مکان‌ها در شکل‌گیری آن نقش مهمی دارند. مقالۀ حاضر با تحلیل نشانه- معناشناختی متن این رمان، می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که مکان و مکان‌مندی در شکل‌گیری هویت سوژۀ متنی چه نقشی ایفا می‌کند؟ در پژوهش حاضر، با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تحلیل گفتمان تنشی- شوشی، به‌نظر می‌رسد مکان و مکان‌مندی از راه تبدیل‌شدن به فضا، شرایط حسی- ادراکی سوژه را به‌گونه‌ای دچار تنش کرده است که سوژۀ زن از مکان اسطوره‌ای و نمادین پیشین خود (خرمشهر) گسسته شده و در مکان جدید (اهواز) استوار نشده است. استوارنشدن در مکان جدید، پیش‌تنیدگی و پس‌تنیدگی ایجاد کرده و گسست مکانی، گسست هویتی را نیز در پی داشته است. بنابراین سوژه نتوانسته با مکان جدید رابطة اینجا- اکنون برقرار سازد. رابطۀ او با مکان جدید، حضور غایب است. در نتیجه سوژۀ شوشی، مکانی استعلایی به نام «دارالطلعه» می‌آفریند. مکان استعلاییِ دارالطلعه، «مکان فضاشده» و جایی است که سوژه‌های سرگردان متن به آن به‌عنوان محل خلق ارزش‌های جدید می‌نگرند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد استعلابخشی به مکان، راهبردی تخیلی است که سوژۀ شوشی می‌خواهد با کمک آن بر گسست هویتی ناشی از گسست رابطه با مکان واقعی غلبه کند.

کلیدواژه‌ها