روابط میان سوژهها در قصّههای عامیانۀ کوتاه ایرانی از دیدگاه نشانه- معناشناسی گفتمانی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 استاد گروه زبان و ادبیات فرانسه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران،
doi
10.22126/rp.2023.8905.1742چکیده
در قصّههای عامیانۀ کوتاه ایرانی، ممکن است بیش از یک سوژه وجود داشته باشد که بیشک این سوژهها با توجه به افق معنایی و مسیر فرایند کنشی خود با یکدیگر ارتباطاتی برقرار میکنند؛ به همین سبب در اینجا این مسأله مطرح میشود که سوژهها در این قصّهها دارای چه روابطی هستند؟ و افق معنایی که سوژه دنبال میکند، چه تأثیری بر روابط ایجادشده میان آنها دارد؟ بنابراین در این پژوهش که با روش تحلیلی- توصیفی و متأثر از رویکرد نشانه- معناشناسی گفتمانی در روایتهای کلاسیک انجامشده، تلاش شده است تا با بررسی 661 سوژه حاضر در مجموعه قصّههای عامیانۀ ایرانی که شامل 201 قصّۀ گردآوریشده به کوشش سیدابوالقاسم انجوی شیرازی در مجموعۀ چهار جلدی میشود؛ چگونگی روابط میان سوژهها در قصّههای عامیانۀ کوتاه ایرانی بررسی و تحلیل شود؛ یافتههای این پژوهش بیانکنندۀ این است که در این قصّهها 13 گونه رابطه شامل روابطی چون: همزیستی، تلاقی، واگرایی، تقابل، تعامل، همسویی، برتری/ شکست، ابژه/ سوژه، تفاهم، دیالوگ، تقلید، خودبسندگی و رقابت میان سوژهها شکلگرفته است که با توجه به مؤلفۀ افق معنایی که تعیینکنندۀ چگونگی رابطۀ سوژهها با یکدیگر است؛ روابط یادشده میان سوژهها در بیشتر موارد دچار دگرگونی میشوند که از دگرگونی آنها 34 زنجیرههای ارتباطی یک تا هشت حلقهای میان سوژها شکلگرفته است.