بازتاب انسانشناسی جنسیت در آثار فرهاد حسنزاده و قدسی قاضی نور
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، خراسان جنوبی.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22126/rp.2022.6874.1413چکیده
جنسیت، تفاوت و یکسانی نقشهای جنسیتی، از مفاهیم بنیادین انسانشناسیِ جنسیت است. در این پژوهش سعی شده است مصادیق انسانشناختی در داستانهای فرهاد حسنزاده و قدسی قاضینور (بهویژه داستانهای گروه سنی د، ه) جستجو و بر پایۀ انسانشناسی جنسیتی پساساختارگرا تحلیل گردد. مطابق بینش مرسوم و سنتی و به تعبیر روشنتر ایدئولوژیهای حاکم بر ساختارهای فرهنگی سنتی، در هر دوگانهای یک قطب مرکز است و دیگری حاشیه، حال آنکه درواقع در دوگانههای یادشده، هیچکدام از دو قطب بر دیگری برتری ندارد. در مقالة حاضر با پیش چشم داشتن این دیدگاه، مرکزیت داشتن یا نداشتن یکی از دو قطب در دوگانه های طبیعت/ فرهنگ و زن/ مرد در آثار مورد نظر تحلیل شده است تا نشان داده شود که در آثار کدام نویسنده به قطب زن و در کدام اثر به قطب مرد مرکزیت داده شده است؟ در کدام اثر مرکزگریزی اتفاق افتاده است؟ و در کدام یک این اتفاق رخ نداده است؟ این پژوهش نشان میدهد که در بیشتر داستانهای مورد بحث، مرکزیت شخصیتپردازی نویسنده با قطب مرد است و نوع نگاه به شخصیت زنانه در اغلب موارد از کلیشههای سنتی پیشین فاصلۀ چندانی نگرفته است