کارکردشناسی تحلیلی سقانفارهای مازندران بر اساس مضامین تزئینات با رویکرد ادبیات تعلیمی
نویسندگان
1 گروه پژوهش هنر و صنایع دستی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22070/negareh.2020.3122چکیده
ادبیات تعلیمی در طول تاریخ کارکردی وسیع داشته و به موضوعات مختلف اخلاقی، مذهبی، پند و اندرز، سیاست و ... پرداخته است. محتوای آثار تعلیمی به تناسب شرایط اجتماعی، هویت فردی و تواناییهای آفریننده شکل گرفتهاست. «سقانفار» سازهای بومی و مذهبی در مازندران است که متأثر از تحولات اجتماعی ـ سیاسی انتهای دوره صفویه و قاجار پدید آمد. نوع اولیه این سازه چوبی در مزارع و در مجاورت منازل مسکونی برای نگهبانی از محصولات ساخته میشد و در مسیر تبدیل شدن به سازهای تعلیمی و مذهبی دچار تغییراتی گردید که به آن کارکرد و معنای تازهای بخشید. هدف این پژوهش بررسی زمینههای شکلگیری، اهداف ساخت و مخاطبان سقانفارها جهت شناخت علت ساخت آنها بودهاست. سؤال پژوهش این است که میزان ارتباط بین نقوش مذهبی و غیر مذهبی با آموزههای تعلیمی چقدر بوده است؟ فرضیه پژوهش آن است که هدف اصلی سازندگان سقانفارها، ایجاد یک سازه تعلیمی با هدف انتقال آموزههای اخلاقی بوده و از این رو تزئینات با رویکرد تعلیمی انتخاب و اجرا شدهاند. پژوهش به روش توصیفیـ تحلیلی انجام شده و کارکرد نقوش به کاررفته بر اساس محتوای آنها مورد تحلیل قرار گرفته است. دادهها به روش کتابخانهای گردآوری شده اند. نتایج پژوهش نشان میدهد بر اساس موضوع، تزئینات در دو گروه مذهبی و غیرمذهبی قرار میگیرند که در آنها مضامین مشابه یا متفاوت ارائه شدهاست. تحلیل آمارهای استخراج شده نشان میدهد از نظر کمّی از موضوعات مذهبی بیش از موضوعات غیرمذهبی استفاده شدهاست. مضامین مشترک مورد استفاده بهترتیب بیشترین حضور در تزئینات عبارتاند از «شجاعت»، «جوانمردی»، «جهاد و شهادت یا مبارزه با ظلم» و «عدالت» که همه آنها آموزههای تعلیمی هستند. نسبت استفاده از مضامین مشترک در گروه تزئینات غیرمذهبی بیشتر از مذهبی است. بر این اساس به نظر میرسد علت اساسی شکلگیری و همچنین گستردهترین کارکرد عمومی سقانفارها، جنبه تعلیمی آنها بوده و هنرمندان مضامین مورد نظر را با استفاده متنوع از روایات مذهبی و تاریخی بیان کردهاند. سایر کارکردهای عبادی و آیینی، در سایه کارکرد تعلیمی معنا پیدا کردهاست.