تحلیل امکان تحقق فضای سوم در نقاشی معاصر ایران بر مبنای اندیشه پسااستعماری هومی بهابها
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 عضو هیات علمی گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر ، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22070/negareh.2020.3128چکیده
هومی بابا اندیشمند حوزه پسااستعماری، در روابط بین استعمارگر و مستعمره، فضای سومی را تعریف میکند که در آن تعامل بین این دو عنصر پدیدهای یکسر جدید و تازه ایجاد میکند که عناصر هر دو طرف را دربرمیگیرد. فضای سوم از نظر هومی بابا دورگهای را پدید میآورد که میتواند باعث ایجاد تحول و گفتمان پس از خود شود. شکل گیری بیان در این فضا تنها نیازمند تماس دو طرف نیست؛ بلکه تولید معنا به حرکت دو مکان و یا دو فضا به سوی یکدیگر ارتباط دارد. با توجه به نقش تأثیرگذار هنر در انتقال فرهنگها، بررسی دورگهگی و فضای سوم در هنر به ویژه در آثاری که مستقیم و یا غیرمستقیم متأثر از هنر غرب (به عنوان یک عنصر تأثیرگذار) بودهاند ضروری به نظر میرسد. ایجاد چنین فضایی را میتوان راه میانبری برای تعاملات هنری و به طور گستردهتر تعاملات فرهنگی دانست. بسط این دیدگاه در هنر معاصر ایران موضوع این پژوهش بوده و با هدف شناخت بیشتر هنر معاصر ایران (از حدود صد سال پیش) به روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده است. نمونههای مورد بررسی از مکاتب نقاشی معاصر ایران، فرنگیسازی، کمالالملک، قهوهخانه و سقاخانه به روش انتخابی گزینش شدهاند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا تحولاتی که با تأثیر از عوامل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی در ایران معاصر به وجود آمد منجر به شکلگیری فضای سوم در نقاشی معاصر ایران گردیده است؟ با بررسی نقاشی معاصر ایران از شیوهی فرنگیسازی تا مکتب سقاخانه، چنین نتیجه گرفته شد که فضای سوم در نقاشی معاصر ایران طی فرایندی چهار مرحلهای شامل: تقلیدی، غلبه عناصر ایرانی، غلبه عناصرغیرایرانی و ایجاد فضای سوم شکل گرفته است.