رویکردی انتقادی به اهداف و اغراضِ سیاسی در فرایند طراحی نقشه با نگاهی به ایران
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 عضو هیأت علمی جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشآموختۀ کارشناسیارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نورروانسر
doi
10.22111/gdij.2018.4120چکیده
نقشهها به رسم معمول، باید بازتاب دادههای طبیعی و انسانی و نیز یافتههای کارتوگرافها از عوارض و پدیدههای روی زمین باشند؛ اما درحقیقت چنین نبوده است و در برخی موارد همراه با این حقایق، اهداف و اغراض سیاسی، نظامی و... دنبال میشود. جداییناپذیربودن نقشه از زندگی انسان و نیز گستردگی و فراوانی کاربردِ آن، باعث شده است تا بسیاری از زوایای آشکار و پنهانِ آن کمتر مورد توجه قرار گیرد. در کشور ایران با نگاهی گذرا، به این مسئله پی میبریم که تعصباتِ قومی و قومیتها در طراحی نقشهها به عینه دیده میشود و طراحانِ نقشه، عامدانه درصددِ پررنگتر نشاندادنِ برتری و اکثریتِ یک قوم در سرزمین ایران بودهاند. دربارۀ خلیج فارس ایران که یک موضوعِ فراملی است؛ نزاعِ حاصل از اغراضِ سیاسیِ آن در سالهای اخیر در صدرِ اخبار و تنشهای سیاسی مابینِ ایران و کشورهایِ حاشیۀ خلیجِ همیشه فارس بودهاست. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و اسنادی و با رویکردی انتقادی به اهداف و اغراض سیاسی در فرایند طراحی نقشهها میپردازد. یافتهها نشان میدهد که هرچند نقشهها نخست، ساده و ابتدایی بودند و همۀ آنها با هدف راهنمایی و نمایشِ عوارض زمین و بهصورت کلی مفید و مورد استفادة عموم است؛ اما در گذرِ زمان، انواعِ گوناگونی از نقشهها ترسیم شد که طمعِ ثروتاندوزیِ کارتوگرافها، تعصبات قومی، انعکاساتِ سیاسی و قدرتِ قدرتمندان با اهداف و اغراضِ سیاسی در آنها مشهود است.