تأملی جامعه‌شناسانه در آخرین اثر داستانی جلال آل احمد با نگاهی به نظریۀ لوسین گلدمن

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6863.1410
چکیده

نقد اجتماعی که مضمون آن بررسی ارتباط و تأثیر متقابل جامعه و ادبیات است، از اقسام نقد ادبی به‌شمار می‌رود و دست‌آویزی برای مطالعه و بررسی ساختارهای اجتماعی متون ادبی محسوب می‌شود. لوسین گلدمن، نظریه‌پرداز جامعه‌شناسی ادبیات، با ارائۀ طرح ساخت‌گرایی تکوینی دیدگاه‌هایی را درزمینۀ ارتباط معنادار ساختار ادبی متون، به‌ویژه رمان، با ساختارهای اجتماعی مطرح کرد. پژوهش حاضر بر آن است تا با نگاهی جامعه‌شناسانه که اصول کلی خود را از دیدگاه‌های اجتماعی گلدمن وام گرفته است، سنگی بر گوری، آخرین اثر داستانی نویسندۀ رئالیست معاصر، جلال آل احمد  را در بوتۀ سنجش و ارزیابی قرار دهد و از خلال آن معیارهای متناسب با ساختارهای جامعۀ روزگار مؤلف را بررسی و تحلیل کند. یافته‌های پژوهش بیانگر این مطلب است که جلال آل احمد در داستان سنگی بر گوری یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی شخصی و خانوادگی خود را با صراحت و ظرافتِ تمام به مؤلفه‌های اجتماعی رایج در زمان حیات خویش پیوند داده و در سایۀ این پیوند به طرح و نقد معضلات فرهنگی، سیاسی و اجتماعیِ مقطعی از دوران زندگی خود پرداخته است.