وجودشناسی اجتماعی علامه طباطبایی بر اساس اعتباریات
نویسندگان
1 گروه فلسفه و حکمت، دانشکده الهیات، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.30513/ipd.2022.3398.1301چکیده
وجودشناسی اجتماعی، حوزهای ذیل متافیزیک کاربردی است که به بررسی ماهیت و ویژگیهای هستیشناختی اجتماع میپردازد. پرسش اصلی وجودشناسی اجتماعی این است که جهان اجتماعی چگونه ساخته شده است که خود شامل دو پرسش است: اجزاء تشکیلدهنده جهان اجتماعی چیست؟ و چه عاملی آن را برپا داشته است؟ طباطبایی در مبحث «اعتباریات» و به ویژه «اعتباریات بعد از اجتماع» نظریاتی دارد که به نظر رابطه محکمی با موضوع دارد. در این مقاله کوشیدهام پاسخهای بالقوۀ او را به این پرسش از اصطلاحشناسی و ساختار مفهومی تفکر او استخراج کنم. در این راستا، نخست به تلخیص دیدگاه طباطبایی در باب شکلگیری مقولات اجتماعی، و سپس به مقایسه آراء وی با نظریههای موجود پرداختم. به نظر میرسد که علامه اجزاء تشکیلدهنده اجتماع را اجزایی غیر اجتماعی شامل اعتبارات و حالات ذهنی اعضای جامعه، نظیر روانشناختگرایی میداند و عامل برپایی مقولات اجتماعی را یک عامل در مقیاس جامعه (توافق دو استخدام و بیشتر) تلقی میکند که لزوماً «توافق» یا «قرارداد» نیست.