گزارههای فمینیسم پسااستعماری در رمان هرس
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران، بناب، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.8366.1677چکیده
جنگ و پیامدهای آن، بستر را برای اقتدار فرادستانۀ استعمارگری و بهحاشیه راندن شهروندان جنگدیده، بهویژه زنان، فراهم میآورد. جنگ، سوژگی و استقلال ملتها و هویت فرهنگی، اجتماعی و جنسیتی انسانها را نشانه میرود. ادبیات و هنرِ برآمده از جنگ، در سراسر جهان، از یکسو، مشحون از تصاویر مردان و زنان مقهور در قبضۀ استیلای استعمارگری است و در دیگر سو، نمایشگر تلاشهای استعمارگریز انسانهایی که فرودستی و درحاشیهماندگی را تاب نمیآورند. رمان هرس، نوشتۀ نسیم مرعشی، داستان زنان جنگزدۀ جنوب ایران را روایت میکند که – ناخوآگاه و با وجود بستر فرهنگی جامعه- در پی گریز از درحاشیگی و وابستگی به مردان و کسب استقلال و احیای هویت طبیعی خود میکوشند. مسألۀ اصلی این مقاله، خوانش فمینیستی- پسااستعماری، به روش تحلیلی و توصیفی، از رمان هرس برای نشاندادن گزارههای اصلی این نظرگاه، در رمان مذکور بوده است. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که زنان در این داستان، برای رهیدن از غیریت و اُبژگی تحمیلی جنگ و فرهنگ مردسالارانه و بازتعریف عاملیت، فاعلیت و سوژگی طبیعی «من» خود، بهگونهای غریزی و برآمده از هویت طبیعیِ انسانی- جنسیتی خود تلاش می کنند. این تلاش، آنان را به درک درست از تفرد و من اصلیشان رهنمون می گردد.