لیوانی پر از موسیقی (جُستاری در شاعرانههای داستان بیژن نجدی)
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد تهران، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، مرکز فارسان، دانشگاه پیام نور، فارسان، ایران.
doi
10.22126/rp.2022.6395.1329چکیده
پژوهشگران عرصههای گوناگون ادبی و ازجمله حوزه ادبیّات فارسی معاصر، همواره برای دریافت پاسخی قانعکننده یا طرح پرسش و ایدهای و حتّی اقناع و لذّت دریافت، با تحقیق و تأمّل دقیق و علمی، به لایههای مرموز و پیچیدۀ درونی آثار، اندیشهها و دیدگاههای خالق اثر نفوذ میکنند و در این کاوش به جستوجوی دریچههایی نو برای ورود به دنیای باعظمت و رمزآلود متون ادبیاند. ادبیّات داستانی معاصر و بهدنبال آن، داستان کوتاه با همة فرازوفرودها، تنوّع، پیچیدگی و جنبههای غامض، سهم بیشتری را از این پژوهشها بهخود اختصاص داده است. هدف از این مقاله که به شیوه اسنادی ـ توصیفی و تااندازهای تحلیل محتوا انجام پذیرفته است، واکاوی داستانهای کوتاه بیژن نجدی و پژوهش در اختصاصات نگارش ادبی این نویسنده صاحب سبک است. آثار نجدی با گزینش زبانی نرم، سایشی و تأثیرگذار و نزدیک به شعر، ظرفیّتهای درخورتوجّهی برای کندوکاو دارند. این مقاله سرانجام به این نتیجه می رسد که بیژن نجدی با برخورداری از ذوق و تخیّل سرشار، از یکسو، با بهرهگیری از انواع صُوَر خیال، تصاویر نو، موسیقی کلامی مطابق خوانش تمهید و صناعات در نظریه صورتگرایان و از سوی دیگر، با برجستهسازیها و آشناییزداییهای پیوسته و دیگر ظرفیّتهای زیباییشناختی و فاصلهگرفتن بسیار زیاد از زبان معمول روزمره و خودکار، درپی شیوهای تازه است که میتوان آن را «زبانِ شاعرانه یا بهعبارتی زبانْشعر» نامید.