تحلیل جامعه‌شناختی هزار و یک شب با تأکید بر نظریۀ «قدرتِ نرم» میشل فوکو

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد خرم‌آباد دانشگاه آزاد اسلامی، خرم‌آباد، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، لرستان، ایران

doi
10.22126/rp.2021.6283.1319
چکیده

اگر «گفتمان قدرت» را نیروی ذاتی همۀ ساختارهای اجتماعی بدانیم، سزاوار است که ساختارهای ادبی نیز در چهارچوب قدرت، بررسی و تحلیل شوند. از نظر فوکو اصناف و دستگاه‌ها، همه و همه در گفتمان قدرت دخالت دارند. با توجّه به این تفکّر، سینما، معماری، نقّاشی، ادبیّات، موسیقی و مذهب، همگی از کانون‌های قدرت در اجتماع محسوب می‌شوند که بر حسب زمان و مکان، قدرت و تسلّط نسبی می‌یابند. «حکایت» نیز به عنوان قالبی از نظام ادبی غالب جهان، ساحت‌هایی از «گفتمان قدرت» را با خود انتقال می‌دهد؛ قدرتی نرم که با استفاده از شگردها و ترفندهای ادبی، خشونت را کاهش و سدّ راه استفاده از قدرت سخت می­شود. روش تحقیق در این مقاله، کتابخانه‌ای، تحلیلی و مطالعۀ کیفی است که با تأکید بر گفتمان قدرت فوکو، به نقد و تحلیل جامعه­شناختی کتاب هزار و یک شب می­ پردازد. پیش‌فرض این است که حکایت‌های هزار و یک شب با تأکید بر کارکرد و نقش اجتماعی آنها، نشان‌دهندۀ گفتمان غالب «قدرت نرم» در بافت خود هستند؛ در نتیجه آن حکایات قادرند سدّ راه خشنونت و مرگ شوند و قدرت سخت را به تعویق بیندازند. ابعاد آشکار قدرت در لایه‌های پنهان هزار و یک شب عبارت‌اند از: قدرت نرم (چیرگی روانی)، قدرت فردی دو سویه (شهرزاد- شهریار) و قدرت جذب جنسی (بدن و به‌طور ویژه اندام زنانه). در این مقاله ساحت­های قدرت هنری و نرم هزار و یک شب مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.