بررسی ساختار روایی رمان کولی کنار آتش براساس نظریه تزوتان تودوروف
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
2 دانشجوی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22126/rp.2022.2912.1104چکیده
نگاه ساختاری به آثار ادبی به سبب بررسی عناصر درون متنی و کشف الگوی پیوند آنها، زمینههای دریافت شایستهتر از ماهیّت ادبیات را فراهم میآورد و با ارائة شگردهای خلق آثار برتر ادبی میتواند به گسترش الگوهای پردازش اثر ادبی کمک کند. گروهی از منتقدان ساختارگرا به فرمهای روایی و بررسی عناصر داستان و قوانین ترکیب آنها پرداختهاند. ازجملة این نظریهپردازان ادبی تزوتان تودوروف (1939م) است که با ابداع نظامهای مبتنی بر نمایش شکلوارهای برای روایت، طرحی بر پایة چگونگی روابط بین کوچکترین واحدها پیشنهاد میکند. این پژوهش با هدف شناخت هرچه بهتر ویژگیهای رمانهای داستانی- اجتماعی ادبیات فارسی معاصر و به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفتهاست و رمان اجتماعی کولی کنار آتش اثر منیرو روانیپور (1333ه.ش) بر پایة نظریة تزوتان تودوروف در چهار بخش: پیرفت، گزاره، اپیزود و وجوه روایتی مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجة پژوهش حاکی از آن است که وجود پیرفتهای زنجیرهای سبب انسجام و یکپارچکی میان متن و ساختار داستان گشته است. وجه الزامی و تمنّایی شالوده و اساس پیکربندی روایت را تشکیل میدهند. وجه شرطی در رمان کولی کنار آتش نشاندهندة قطعیت روابط میان شخصیتهای داستان است. وجه پیشبین، تأثیر زیادی بر شکلگیری این داستان دارد. پیشبینیها منطبق با منطق راستنما هستند و غالباً درست در میآیند.