تحلیل شخصیّت رستم در هفتخوان بر اساس نظریه روانشناختی شخصیّت مزلو
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران
doi
10.22126/rp.2022.6560.1357چکیده
جهان داستان، قلمرو وسیعی است که از حیث حضور شخصیّت و رفتارهای انسانی در آن میتواند موضوع نقد روانشناختی و بستر مناسبی برای اینگونه پژوهشها باشد. در این میان داستانهای شاهنامه با شخصیّتهای فراوان از آثاری است که در آن، میان دنیای داستان و جهان واقعی بهخوبی پیوند ایجاد شدهاست. رستم، شخصیّت اسطورهای شاهنامه، الگوی جسمانی و معنوی ایرانیان است. شخصیّتی که نه هاله تقدّس او را فراگرفته و نه همچون انسانهای عادّی است. رفتار این شخصیّت، همه مسائل شخصی، اجتماعی و انسانی را در برمیگیرد. از راههای شناخت شخصیّت رستم، پرداختن به ذهن و رفتار او براساس عملکردش است. مزلو، روانشناس آمریکایی، در نظریه شخصیّت خود با دیدگاهی متفاوت نسبت به روانکاوان و رفتارگرایان، به ابعاد روانی انسان میپردازد. در نظریة او هم به مسائل جسمی و هم به امور معنوی توجّه شده است. با ارزیابی شخصیّت رستم از تولّد تا مرگ، براساس هرم نظریه شخصیّت مزلو مشخّص میشود او به چه مرحلهای از خودشکوفایی رسیدهاست. در این پژوهش سعی شدهاست شخصیّت او بر اساس این نظریه و با توجّه به هفتخوان بررسی شود. شاخصهای رفتاری رستم در این داستان، نشان از سیر حرکتی او از فعّالیتهای مادّی به سوی خودشکوفایی است. عبور از مسائل جسمانی، احساس امنیت و اعتمادبهنفس، عشق به وطن، احترام متقابل و تدبیر و تشخیص که از لوازم خودشکوفایی است از بررسی شخصیّت رستم در این داستان بهدست می آید. قابلیت رستم در انتقال تفکّر اسطورهای که از یک سو، نشان از تکامل نسبی شخصیّت اوست و از سوی دیگر، مقبولیت عام را در پی دارد، با استفاده از هرم مزلو به اثبات میرسد.