تأثیر آموزش معکوس بر مؤلفه‌های خودکارآمدی زبان انگلیسی در دانش‌آموزان پایه‌ دهم

نویسندگان

1 گروه روان‌شناسی تربیتی، دانشگاه خوارزمی، کرج، ایران

2 گروه روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران

3 گروه روان‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد خرم آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرم آباد، ایران

doi
10.22061/tej.2023.1958
چکیده

پیشینه و اهداف: آموزش معکوس یک راهبرد آموزشی یا یک الگو برای تدریس و یادگیری است که در آن ساختارهای سنتی و متداول فرایند یادگیری وارونه می­شود؛ یعنی در یک کلام آنچه پیش­تر به‌صورت متداول در کلاس درس انجام می­شد، به خانه محول شده و فرایندهایی که قبلاً دانش‌آموزان در خانه انجام می­دادند به کلاس درس منتقل می­شود. این روش به عنوان روشی نوین، می­تواند بر متغیرهای روان‌شناختی دخیل در یادگیری مؤثر باشد که یکی از این متغیرها خودکارآمدی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه­ اثربخشی آموزش معکوس و آموزش سنّتی بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش­ آموزان پایه دهم انجام شده است.روش‌ها‌: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش ­آموزان پسر پایه دهم شهر قم تشکیل می­دادند. نمونه­ این مطالعه شامل 60 دانش‌آموز (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) بود که انتخاب آن­ها به روش نمونه گیری در دسترس انجام گرفت. گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش معکوس قرار گرفتند؛ همچنین گروه کنترل به همین مدت با روش سنّتی آموزش دیدند. در گروه آموزش معکوس از فیلم­ ها و پادکست ­های تهیه شده به‌صورت سی‌دی  استفاده شد. همچنین جزواتی به‌صورت چاپی نیز تهیه شد تا در صورت عدم دسترسی دانش ­آموزان به اینترنت از این روش به مطالب دسترسی پیدا کنند. محتوای مورد استفاده در این پژوهش دو عنوان درسی از کتاب زبان انگلیسی پایه­ دهم بود. برای گردآوری داده ­ها،  پرسش­نامه­ خودکارآمدی انگلیسی وانگ (2014) مورد استفاده قرار گرفت. این پرسش‌نامه دارای 32 گویه بود که مؤلفه ­های خودکارآمدی شنیداری، خودکارآمدی خوانداری، خودکارآمدی نوشتاری و خودکارآمدی در گفتن را اندازه­گیری می­کرد. جهت تحلیل داده­ ها روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد استفاده قرار گرفت و از نرم‌افزار اس.پی. اس. اس( spss-21) استفاده شد.یافته‌ها: نتایج این تحقیق نشان داد آموزش معکوس به جز عامل خودکارآمدی شنیداری (692/0=f، 506/0=sig) بر سایر مؤلفه­های خودکارآمدی، از جمله خودکارآمدی خوانداری (48/335=f، 001/0=sig)، خودکارآمدی گفتاری (69/91=f، 001/0=sig)و خودکارآمدی نوشتاری (63/125=f، 001/0=sig). اثر معنا­داری داشته است؛ به‌گونه ­ای که میانگین نمرات گروه آزمایش از گروه کنترل به‌طرز معناداری بیشتر بود.نتیجه‌گیری: یادگیری زبان انگلیسی حاصل عوامل به هم تنیده­ای مانند محیط یادگیری، امکانات و تجهیزات لازم، شرایط یادگیری و روش­های مناسب آموزشی است. نتایج این تحقیق نشان داد اجرای کلاس به شیوه­ معکوس می­تواند روش مؤثری برای افزایش خودکارآمدی زبان انگلیسی به ­عنوان یکی از مهارت­های شناختی مهم در یادگیری زبان انگلیسی باشد. در آموزش معکوس افزایش مدت یادگیری در هر زمان و مکانی غیر از کلاس درس و امکان انجام تمرین بیشتر سبب می­شود تا دانش ­آموز بر مطالب تسلط پیدا کند و این زمینه­­ کسب موفقیت را برای وی ایجاد می­کند. همین­طور کلاس معکوس با تکیه بر فناوری آموزشی، مطالب موجود در کتب درسی به‌ویژه زبان انگلیسی را برای دانش­آموز جذاب­تر کرده و یادگیری زبان را به امری لذت بخش‌تبدیل می­کند. یافته­های این پژوهش می­تواند با برجسته‌ساختن نقش آموزش معکوس بر خودکارآمدی زبان انگلیسی دانش ­آموزان، برنامه ­ریزان آموزشی را برآن دارد تا برای بهبود مهارت­ های شناختی و عملکرد تحصیلی زبان ­آموزان از رویکرد آموزش معکوس بهره بگیرند.