قاعده حدوث؛ از سازگاری با فلسفه مشاء تا بهسازی در حکمت متعالیه
نویسندگان
1 دکتری حکمت متعالیه
doi
10.30513/ipd.2021.1430چکیده
در میان نظریات متنوع حرکت از انکار تا اثبات مطلق، گام ماندگار و معتدل نظریه «قوه» ارسطو بود. وی ماده نخستین را نیز جوهری میدانست که تنها حامل قوه و در کنار جوهر صوری، جسم را تشکیل میدهد. فلسفه اسلامی براهینی بر این مطلب اقامه کرد. گاه این برهانها آنچنان نقد شدهاند که به انکار اندیشه «قوه» انجامیده است. این نوشتار به بررسی این مطلب در خصوص براهین اثبات ماده حامل قوه، یعنی «قاعده حدوث زمانی» میپردازد که نشان میدهد میباید پیش از هر پدیده زمانی، قوه و آمادگی آن که در جوهر مادی قرار دارد، وجود داشته باشد. نگارنده بر آن است که میتوان با جداسازی اشکالات روبنایی از زیربنایی و پاسخ از اشکالات دسته نخست، از انسجام اندیشه قوه ارسطویی با حکمت مشاء دفاع کرد و با توجه به گنجایش بالای آن برای پذیرش ویرایشی صدرایی، آن را تبیین کرد و به خدشههای وارده پاسخ داد. اهمیت و ضرورت این موضوع به تثبیت جایگاه حکمت مشاء در یکی از مهمترین آموزههای فلسفی، یعنی «قوه و فعل» است که خود، زمینهساز تبیین قلمرو حرکت جوهری به عنوان یکی از مهمترین بنیانهای حکمت متعالیه است و زیرساخت تبیین فلسفی بسیاری از گزارههای دینی به ویژه در بازه نفس و معاد را فراهم میآورد.