بررسی ‌‌ویژگی‌‌های رئالیستی و ناتورالیستی در آثار خالد حسینی با تکیه بر دو رمان بادبادک‌‌باز و هزار خورشید تابان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران.

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، سیستان و بلوچستان، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6546.1377
چکیده

خالد حسینی، نویسندۀ افغان‌‌- آمریکایی، در سال 2003 با نگارش بادبادک‌‌باز به دنیای نویسندگان موفق رمان وارد شد و در سال 2007 دومین اثرش، هزار خورشید تابان، به ‌‌چاپ رسید. او با توجه به وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ افغانستان و آمیختن آن با مضامین داستانی چون دوستی و روابط احساسی خانوادگی، عشق و خیانت، شجاعت و ترس، جنگ و تجاوز و مهاجرت، به رمان‌‌نویسی پرداخته است. خالد حسینی در کنار استفاده از مؤلفه‌‌های قوی رئالیستی همچون بیان واقعیت‌‌های اجتماعی و تاریخی، شخصیت‌‌سازی نوعی، توصیف دقیق شخصیت و محیط و تشریح جزئیات، به مؤلفه‌‌های ناتورالیستی مانند تشریح فجایع و تمرکز بر زشتی‌‌ها، جبر توارث و محیط، مسائل جنسی و استفاده از شخصیت‌‌های ناتورالیستیِ ایستا و منفعل نیز توجه داشته است. در هر دو رمان خیانت و تجاوز جنسی نقطۀ آغازین و محوری است. موضوعاتی چون جنگ‌‌های داخلی و خارجی و اختلافات قومی، بخشی از تاریخ افغانستان است و از این جهات رمان‌‌های او جنبۀ رئالیستی دارد؛ اما تمرکز نویسنده بر این موضوعات و نادیده گرفتن جنبه‌های دیگر زندگی و فرار از مشکلاتی که هیچ راه‌حلی برایشان متصور نیست و پناه‌‌بردن به دامنِ امنِ غرب در تقویت جنبۀ ناتورالیستی رمان تأثیر دارد. مهم‌ترین دلیل حضور مؤلفه‌های ناتورالیسم در این رمان وضعیت نابه‌سامان سیاسی و اجتماعی افغانستان در بازۀ زمانی داستان است. در رمان دوم، با تمام‌‌شدن جنگ، روزنه‌‌هایی از امید را می‌‌توان دید. توجه به واقعیت‌‌های تاریخی افغانستان این باور را تقویت می‌‌کند که با وجود جنبه‌‌های ناتورالیستی در آثار خالد حسینی، بُعد قویِ رئالیستی همچنان در اولویت قرار دارد.