بررسی لحن روایت در داراب نامۀ بیغمی؛ با رویکرد به نظریۀ ژرار ژنت (نمونۀ موردی: داستان فیروزشاه در میان پری زادان و جنیان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.6622.1376چکیده
ژرار ژنت در عرصۀ روایت شناسی نوآوری هایی داشته که تفکیک دو مقولۀ وجه و لحن از آن جمله بوده است. تأکید بر وجه و لحن یک اثر داستانی، جنبه های جدیدی از آن را هویدا میکند و شاخصه ای برای سنجش کیفیت آثار ادبی بهشمار می رود. در گسترۀ ادب فارسی، آثار روایی منثور بسیاری خلق شدهاند که دارابنامۀ بیغمی یکی از آنها است. نویسنده در اثر خود، با کاربست تکنیکهای متنوع روایی، موفق به خلق اثری برجسته شده است. این ویژگی در داستان فیروزشاه در میان پریزادان و جنیان نمود ویژه تری دارد. بررسی داستان مذکور با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی و کاربست آراء ژنت نشان می دهد که بیغمی در عرصۀ روایت تنها به ظرفیت های دانای کل بسنده نکرده، با دخالتدادن شخصیتها در فرآیند روایتگری، بر ابعاد عینی و ملموس اثر خود افزوده است. همچنین، برقراری دیالوگهای متعدد به جای توجه به مونولوگ، با استفاده از کانون روایت دوم شخص میسر شده است که آثار مطلوبی در فرآیند ارتباط گیری مخاطب با متن تولیدی داشته است. استفاده از شیوۀ ذهنی در سطحی محدود نشان از آن دارد که شخصیتهای حاضر در داستان، بیش از آنکه درونگرا و منفعل باشند، برونگرا و پویا هستند. در مجموع، لحن روایت در داستان مذکور، ضمن اینکه انسانانگاری شخصیت های داستان را میسر کرده، بستری مناسب برای خوانشهای گوناگون از روایتها فراهم کرده است.