فرد و جامعه؛ کشاکش آراءِ فلاسفه معاصر مسلمان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد دانش اجتماعی مسلمین دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.30513/ipd.2021.1657.1147چکیده
جامعه و فرد و نسبت این دو، یکی از مسائل مهم فلسفی مورد توجه متفکران است. اصحاب علوم اجتماعی مدرن، سه دیدگاه در پاسخ به این پرسش ارائه کردهاند. برخی در برابر جامعه، به فرد اصالت دادهاند و برخی در برابر فرد، جامعه را اصیل میدانند و گروهی دیگر نگاه ترکیبی بین فرد و جامعه را لحاظ کردهاند. اهمیت این مسئله از آن حیث میباشد که هر پاسخی که به پرسش نسبت و اصالت فرد یا جامعه ارائه شود، مسیر تحقیقات علوم انسانی و اجتماعی را شکل میدهد. سٶال این پژوهش آن است که فلاسفه مسلمان معاصر با تکیه بر مبانی عقلانی و فلسفی چه پاسخی به رابطه فرد و جامعه ارائه کردهاند؟ اگرچه در لابهلای آثار متفکران متقدم مسلمان همچون فارابی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابن خلدون میتوان پاسخی برای نسبت فرد و جامعه یافت، اما به واسطه آشنایی فلاسفه مسلمان معاصر با علوم اجتماعی جدید، آثار و نظرات مختلف و مستقلی در خصوص نسبت فرد و جامعه یا اصالت فرد و یا جامعه بیان و تألیف شده است. نگارندگان بر این باورند که فلاسفه معاصر ایران را از حیث پاسخ آنها به نسبت فرد با جامعه، میتوان به سه گروه اصالت فرد، اصالت جامعه و اصالت جامعه و فرد طبقهبندی نمود. هر یک از آنها برای اثبات دیدگاه خود، ادلهای عقلی و نقلی ذکر کردهاند که باعث تضارب آراء و پیدایش نظریات بدیع مبتنی بر آموزههای اسلامی شده است. در این پژوهش با رجوع به منابع و آثار موجود و توصیف اسناد و تحلیل محتوا به کشاکش و بحثهای شکلگرفته پیرامون فرد و جامعه پرداخته شده است.