مقایسهی وضعیت آموزش طراحی در مقطع کارشناسی رشتهی صنایع دستی در دانشگاههای ایران با دانشگاه نیویورک
نویسندگان
1 استادیار-دانشگاه هنر اصفهان
2 دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشیار دانشگاه هنر تهران
doi
10.22070/negareh.2019.4437.2215چکیده
صنایع دستی رشتهای است که علاوه بر عوامل فرهنگی، هویتی و تاریخی، عناصر طراحی نظیر مسائل کاربردی، ارگونومی و عوامل انسانی، شناخت مواد، زیباییشناسی و عوامل محیطی نیز در آن دخیل است. عدم تفکیک مفهومی انواع «طراحی» در برنامهی درسی موجب شده است که دانشجویان بدون شناخت فرایند علمی طراحی یک محصول از تعریف نیاز، گروه هدف، ایدهپردازی، ارزیابی، ارگونومی، استانداردها، نمونهسازی و در نهایت تولید، وارد کارگاههای عمومی و تخصصی شده و طراحی دانشجویان غالبا به صورت احساسی، تجربی، تقلیدی و یا طرحهای پیشنهادی اساتید شکل گیرد. هدف از این مقاله مطالعه و مقایسهی نحوهی برخورد با مقولهی طراحی در برنامهی درسی کارشناسی صنایع دستی در دانشگاههای ایران با دانشگاه نیویورک است تا بدین سوالات اساسی پاسخ دهد که: الف) رویکرد و ویژگی هر کدام از این برنامههای آموزشی در برخورد با مقولهی طراحی چیست و ب) چگونه میتوان از نتایج تحقیق جهت بهبود آموزش طراحی در رشتهی صنایع دستی دانشگاههای ایران سود جست؟ نتایج تحقیق مبین این است که آموزش صنایع دستی در ایران همچنان دارای رویکردی سنتی، با هدف حفاظت، با نگاه به گذشته، استادمحور و مبتنی بر شیوههای استاد-شاگردی است و لذا اهمیت، کمیت و کیفیت ارائهی دروس تخصصی طراحی نیز متاثر از آن، کمتر از حد انتظار است. در مقام مقایسه رویکرد آموزشی صنایع دستی در دانشگاه نیویورک، پیشرو، آیندهنگر، خلاقانه، دانشجومحور و مسئلهمحور است که نمود آن را در کمیت و کیفیت ارائهی دروس تخصصی طراحی شاهد هستیم. همچنین برگزاری رشتهی صنایع دستی به صورت عمومی در دانشگاههای ایران موجب شده است که کارگاههای متنوع با اهداف متفاوت، بخش اعظم برنامهی درسی را به خود اختصاص دهند و ظرفیت ارائهی دروس تخصصی نظیر طراحی محدود باشد. در دانشگاه نیویورک رویکرد تخصصی، موجب ارائهی تخصصی دروس طراحی گردیده است. روش تحقیق در این مقاله تحلیلی-تطبیقی و روش تجزیه و تحلیل به صورت ترکیبیِ کیفی-کمی و جمعآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای و میدانی بوده است.