روش های قصّه‌گویی و تمثیل پردازی در آثار منظوم عطّار نیشابوری

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تهران، ایران.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بینالمللی اهل بیت(ع)، تهران، ایران.

doi
10.22126/rp.2021.6179.1361
چکیده

قصه و تمثیل دو ابزار مهم و راه‌گشا برای شرح و تبیین مسائلی است که بیان آن‌ها به زبان معمول دشوار است یا مخاطب نمی­ تواند آنها را به ­درستی درک کند؛ به همین دلیل شاعران و نویسندگان در طول تاریخ از این دو ابزار برای دست‌یافتن به مقاصد خود بسیار استفاده کرده‌اند. ازجملۀ این اشخاص، می‌توان فریدالدین عطار نیشابوری را نام برد که در جایگاه یک شاعرِ عارف با هدف تفهیم مفاهیم عرفانی به مخاطبان، از قصه و تمثیل در آثار خود بسیار بهره برده است. در نوشتار حاضر، روش‌های بهره­مندی عطّار از حدود دو هزار قصه و تمثیل در موضوعات مختلف تعلیمی و اخلاقی، عاشقانه و همچنین تاریخی در بیان اندیشه‌های عرفانی خویش بررسی شده و مشخّص گردیده است که او به‌عنوان یکی از الگوهای ادبیّات عرفانی، چگونه مفاهیم مورد نظر خود را به‌صورتی ملموس و با بیانی ساده به مخاطبانش منتقل می­سازد و در پایان هر داستان، آموزه­های خویش را بیان می‌کند. در این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی ابتدا به جایگاه قصه در تبیین مسائل عرفانی پرداخته شده و پس از گونه‌شناسی قصه ­های تمثیلی، نُه روش عطار در داستان­گویی و نقل حکایات به‌دست آمده است که عبارت‌اند از: بهره‌گیری از قصه‌های مشهور و تمثیل ­سازی با آن‌ها؛ 2. بهره­ گیری از شیوه «قصه در قصه»؛ 3. بیان طنزآمیز؛ 4. نتیجه­ گیری در آغاز یا پایان قصه؛ 5. بهره‌گیری از افسانه­ های عامیانه؛ 6.  بهره­ گیری از تیپ­­های گسترده و مردمی؛ 7. قصه­ گویی به زبان مردم؛ 8. بازگذاردن راه تأویل؛ 9. بهره­ گیری از روش قصه­ گویی خداوند.