بررسی تطبیقی مؤلفههای ادبیات گوتیک در ادبیات داستانی بر اساس مکتب فرانسه(مبتنی بر سه اثر اروپایی و چهار اثر ایرانی)
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.6621.1370چکیده
ادبیات تطبیقی در مفهوم فرانسوی آن امکان درک شباهتها و یا تفاوتهای موجود در بین آثار ادبی را فراهم مینماید. ادبیات گوتیک بهعنوان یکی از شیوههای داستاننویسی، ژانری است که در قرن هیجدهم ظهور یافت و ویژگی عمدة آن ایجاد ترس و وحشت و خلق فضاهای موهوم و مالیخولیایی با تکیه بر شخصیتهایی روانرنجور بود. هوراس والپول، اولین رمان گوتیک را با عنوان قلعه اوترانتو در سال 1764 نوشت و پس از او نویسندگان بسیاری راه او را ادامه دادند. جریان داستاننویسی فارسی معاصر نیز از این ژانر تأثیر پذیرفت و آثار بسیاری در این حوزه به نگارش درآمد. با وجود این تأثیرپذیری، جای خالی بررسی تطبیقی این ژانر در آثار نویسندگان اروپایی و ایرانی مشهود است. این پژوهش با روش تحلیلی- تطبیقی به بررسی آن دسته از آثاری پرداخته است که قرابت و همخوانی بیشتری با شاخصهها و مؤلفههای ادبیات گوتیک دارند و بر اساس اصول مکتب فرانسه، وجوه اشتراک و افتراق آنها را بررسی، تحلیل و مقایسه کردهاست. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نویسندگان ایرانی تأکیدی در استفادة مستقیم از اصول این مکتب نداشتهاند، هر قرابتی که بین آثار این نویسندگان با گوتیکنویسان اروپایی وجود دارد، بیشتر محصول تأثیرپذیری غیرمستقیم این نویسندگان از داستانهای گوتیک در ادبیات جهان است. بر این اساس باید گفت تأثیرپذیری داستاننویسان ایرانی از این مکتب به سه شیوة تقلیدی، دگردیسی و ابتکاری بوده است.