واکاوی داستان رستم و اسفندیار از منظر تکنیک های داستان نویسی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6995.1434
چکیده

داستان رستم و اسفندیار یکی از برجسته ­ترین داستان­های سراسر شاهنامۀ فردوسی است. عمق معنایی و غنای محتوایی و کشش فراوان آن موجب شده، بسیاری آن را بر سایر داستان­های برجستۀ شاهنامه چون رستم و سهراب و سیاوش ترجیح دهند. مقدمۀ این داستان حتی در داستان­های پیش از آن نیز آماده گشته است. عمق و غنا و کشش آن، صرفاً دلایل محتوایی و پیرنگی ندارد، بلکه ناشی از شگردها و تکنیک­هایی به‌کار رفته در آن است. در این جستار، تکنیک­های به‌کار رفته در داستان رستم و اسفندیار که با محتوای آن هماهنگی تامّ و تمام پیدا کرده، بحث و بررسی و واکاوی شده است. روش تحقیق در این مقاله مبتنی بر پژوهش‌های پیشین و کتابخانه ­ای در ارتباط با تکنیک­های داستان­نویسی کلاسیک و مدرن است. بهره ­گیری از این پژوهش­ها و شیوۀ پرداخت مسائل، با رویکردی تحلیلی و نقادانه است. نتیجۀ کلی این واکاوی این است که تکنیک­های عمدۀ به‌کار رفته در این داستان، امروزه در ادبیات داستانی و سینمای مدرن کاربرد دارند و حتی آنجا که فردوسی از شگردهای کلاسیک داستان­ سرائی بهره برده است چیزی به آن افزوده و از آن شگرد کلاسیک فراتر رفته است. پس بیراه نیست اگر درباره روایت فردوسی نه داستان‌سرائی، بلکه ترکیب داستان ­نویسی را به‌کار ببریم.