مفاهیم کلی در فلسفه سینوی و تأثیر آن بر فلسفه قرون وسطی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی؛ دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.30513/ipd.2021.1635.1143چکیده
کیفیت پیدایش و نحوه دستیابی ذهن به مفاهیم کلی، پرسش اساسی در قلمرو معرفتشناسی است. در این پژوهش، به دنبال پاسخگویی به این سؤال هستیم: چگونه شناخت امور کلی از طریق امور جزئی امکانپذیر است؟ در تاریخ فلسفه، دو جریان مهم افلاطونی و ارسطویی در این باب شکل گرفته است. سردمدار مشرب ارسطویی در عالم اسلام، فلسفه سینوی و در تفکر غرب با تأثیرپذیری از ابن سینا، فلسفه قرون وسطی است. تحقیق حاضر، با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، به چیستی ادراک و اقسام مفاهیم کلی از منظر ابن سینا و فلاسفه قرون وسطی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هر دو نحلۀ فلسفی در دستیابی ذهن به معقولات اول، غالباً نظریه تجرید را پذیرفته و معقولات منطقی را نیز مستند به مفاهیم ماهوی و عارض بر آنها دانستهاند. در حوزۀ مفاهیم فلسفی نیز گرچه اصطلاح معقول ثانی را به کار نبردهاند، اما این مفاهیم را نشئتگرفته از خارج دانسته، در عین حال قائل به تمایز کیفیت پیدایش آنها با معقولات اول و ثانی شدهاند.