تحول مدیریت شهری از طریق تقویت رابطۀ بین فرهنگ و هوش سازمانی در شهرداری نمونه موردی: شهرداری مشهد
نویسندگان
1 دانشیار برنامهریزی شهری، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور (مرکز مشهد)، ایران
doi
10.22111/gdij.2017.3455چکیده
شهرداریها از مهمترین نهادهایی هستند که بیشترین مراجعات مردمی را داشته و با وجود تنگناهای متعدد مالی و غیرمالی، بیشترین اقدامات عمرانی و اجرایی را در شهر به انجام میرسانند. با این وجود، در ردهبندی میزان رضایت از خدمات ارائه شده، بالاترین شکایتهای مردمی را به خود اختصاص میدهند. برای رفع این مشکل، راهکارهای متعددی مورد توجه قرار گرفته است و از آن میان بیشترین تأکید بر افزایش میزان اثربخشی و کارآیی سازمان از طریق بهرهمندی از ظرفیتهای داخلی به خصوص هوش و فرهنگ سازمانی بودهاست. به همین منظور، این بررسی با هدف تعیین اثر فرهنگ سازمانی و نقش این عامل بر هوش سازمانی برای افزایش کارآیی و اثربخشی انجام شد. این مطالعۀ توصیفی و تحلیلی در شهرداری مشهد به انجام رسیده و از بین افراد شاغل به کار در این نهاد، 200 نفر به صورت تصادفی ساده گزینش و مورد بررسی قرار گرفتهاند. دادههای مورد نیاز با استفاده از پرسشنامۀ فرهنگ سازمانی دنیسون و هوش سازمانی آلبرخت بهدست آمدهاست. اطلاعات و دادههای گردآوری شده به این شیوه، با بهرهگیری از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرمافزارهای آماری SPSSو Lisrel به انجام رسیدهاست. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که از دیدگاه کارکنان، بین فرهنگ سازمانی با ابعاد هوش سازمانی (چشمانداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، روحیه، اتحاد و توافق، کاربرد دانش و فشار عملکرد)، رابطۀ مستقیم و معناداری وجود دارد و این شرایط میتواند بر بهرهوری و اثربخشی سازمان تأثیرگذار باشد. با توجه به اثر فرهنگ سازمانی بر ارتقای سطح هوش سازمانی، میتوان از این عامل برای افزایش بهرهوری و اثربخشی در شهرداری مشهد، استفاده کرده و با کمترین امکانات، بالاترین راندمان را در اختیار شهروندان قرار داد.