بررسی نقش زوایای عکاسی در درک و دریافت مفهوم هنر محیطی
نویسندگان
1 استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشگاه گلستان، شهر گرگان
doi
10.22070/negareh.2019.3587.1970چکیده
هنرمندان هنر محیطی برای خلق آثارشان ظاهر، ساختار و مواد موجود در طبیعت و محیط پیرامونشان را تغییر میدهند. در این صورت، ارائه این نوع از آثار در مفهوم واقعی هنر محیطی برای نمایش در فضای بسته گالری غیرممکن است. بنابراین، رسانه عکاسی در کنار ویدئوهای ضبطشده از روند شکلگیری آثار هنر محیطی همواره در کنار هنرمندان بوده است و گواهی بر اثبات وجود آثار اجراشده توسط آنان است. هدف این پژوهش بررسی نقش عکاسی بهعنوان رسانهای مهم در ثبت هنر محیطی در بین دانشجویان هنر است. سؤالهای اصلی پژوهش پیش رو عبارتند از: 1- آیا عکاسی، به عنوان یک رسانه، میتواند عملکرد مناسبی برای معرفی آثار هنر محیطی به مخاطب داشته باشد؟ 2- کدام زاویه عکاسی میتواند بیشترین تأثیر را در درک و دریافت مفهوم پیام اثر هنر محیطی و نشانههای موجود در اثر، در بیننده ایجاد کند؟ 3- آیا در دریافت مبانی، مفاهیم و نشانههای تصویری در آثار هنر محیطی از طریق عکاسی در بین دانشجویان دختر و پسر رابطه معناداری وجود دارد؟ روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات از نوع پیمایشی است. محقق، برای پاسخ به سؤالهای تحقیق به جمعآوری اطلاعات از دانشجویان دختر و پسر چهار دانشگاه از دانشگاههای دولتی در رشته گرافیک در تهران اقدام نموده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در پروژههای هنر محیطی تنها دیدن یک فریم عکس ثبت شده از پروژه هنرمند، برای درک و دریافت مخاطب، کافی نیست. بنابراین، نمایش عکسهایی با هر دو زاویه باز و بسته و حتی نمایش عکسهایی با زاویای بیشتر و در موقعیتهای جوی متفاوت و نیز ساعات مختلفی از شبانهروز، به مخاطبان این اجازه را میدهد تا برای شناسایی و درک کاملتر نشانهها و مفاهیم موجود در عکسهای نمایش داده شده، کمتر دچار سردرگمی شوند. همچنین، نتایج این پژوهش نشان داد که در درک، دریافت مفهوم و شناخت نشانههای تصویری و پیامهای موجود در عکسهای نمایشدادهشده در آثار هنر محیطی بین دانشجویان دختر و پسر رشته گرافیک، تفاوت معناداری وجود دارد، بدین معنی که دانشجویان دختر قادر به درک و تشخیص ویژگیهای اثر و دریافت پیام هنرمند با دیدن هر یک از دو فریم عکس ارائهشده بصورت جداگانه بودهاند. در صورتیکه، دانشجویان پسر بر خلاف دانشجویان دختر، بر اساس ساختار ذهنی و شناختی خود برای شناخت مفاهیم ارائهشده در عکسهای هنر محیطی نیازمند دیدن عکسهای نمایش دادهشده از هر دو زاویه باز و بسته بصورت همزمان بودهاند.