بررسی و تحلیل شخصیّتهای رمان «ارمیا» از رضا امیرخانی بر اساس الگوی کنش گرماس
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد قائمشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائمشهر، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد قائمشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائمشهر، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد قائمشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائمشهر، ایران,
doi
10.22126/rp.2021.6802.1399چکیده
تحلیل شخصیّت در داستان، در دهه های اخیر بهطور ویژهای توجّه ناقدان و تحلیلگران ادب داستانی را جلب کرده است. شخصیّت، بخشی از ساختار کلّی یک روایت محسوب میشود و یکی از وجوه آن، کنشگری است. کنش در داستان و روایت، فعل شخصیّت داستانی را رقم میزند. گرماس تحت تأثیر پراپ، نظریّۀ روایت شناسی خود را مطرح کرده است. الگوی کنشی وی در این نظریّه، تقریباً در همۀ ژانرهای ادبی قابل اجراست و این ویژگی، نشان از میزان انعطاف پذیری و کاربردی بودن الگوی وی در بررسی مبانی ساختاری یک متن دارد. هدف و موضوع این پژوهش، بررسی شخصیّتهای رمان ارمیا از رضا امیرخانی بر اساس الگوی کنشی گرماس است. گرماس، مدلی را در بررسی کنشهای شخصیّتی داستان طراحی کرده است که از سه الگوی دوتایی: «کنشگر/ هدف»، «کنشگزار/ کنش پذیر» و «کنش یار/ ضدکنشگر» تشکیل شده است. نتایج مقاله که با روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده، حاکی از آن است که شخصیّتهای این رمان، دارای تقابلهای ارزشی بارزی هستند (جنگ و ضدّجنگ). طبق الگوی کنشی گرماس، ارمیا بهعنوان شخصیّت کنشگر در ساحت جنگ تحمیلی و دفاع مقدّس، در راه رسیدن به هدف خویش حرکت کرده، کنش داستانی را رقم زده و سایر مؤلّفه های این الگو را در مسیر نقش پذیری قرار داده است.