تحلیل نشانهشناختی عرفان در نگاره «اسکندر و زاهد» اثر کمالالدین بهزاد بر اساس دیدگاه چارلز پیرس
نویسندگان
1 کارشناس ارشد نقاشی، دانشکدهی هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس،
2 دانشیار و عضو هیئتعلمی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22070/negareh.2019.3249.1895چکیده
کمالالدین بهزاد یکی از مهمترین نگارگران ایرانی است. بهزاد در آثارش آموزههای دینی و همچنین داستانهای کهن را به تصویر کشیده است. عرفان اسلامی نیز یکی از درونمایههای موردتوجه بهزاد است. نگاره «اسکندر و زاهد» که در این پژوهش موردبررسی قرارگرفته است، از اسکندرنامه یا شرفنامه حکیم نظامی گنجوی اقتباس شده است. مهمترین پرسش این پژوهش چگونگی انتقال درونمایه عرفانی به زبان تصویری بهزاد است. بهزاد در این نگاره نیز، همچون بسیاری از آثارش، تلاش کرده از نماد و نشانههای متعدد برای بیان مفاهیم موردنظرش بهره بگیرد. هدف از این نوشتار شناسایی و معرفی نمادها و نشانههای بهکاررفته در این اثر بهمنظور تفسیر آن است. برای آشکار ساختن روابط ساختاری پنهان و نهفته اثر از روش نشانهشناسی بهره گرفته شده است. چارلز سندرس پیرس یکی از مهمترین طبقهبندیهای نشانهشناسی را ارائه کرده است. پیرس نشانهها را به سه دسته نمادین، نمایهای و شمایلی تقسیم و برای هرکدام تعریف ویژهای ارائه کرده است. با توجه به جایگاه نماد و نشانهها در آثار بهزاد، به نظر میرسد، آثار او بهویژه نگاره «اسکندر و زاهد» را میتوان بر اساس طبقهبندی پیرس، موردمطالعه قرار داد. این پژوهش از روش تحلیلی- توصیفی و در بخش گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای بهره برده است. نتیجه پژوهش نشان میدهد ازآنجاییکه عرفان بر وجه شهودی، ذوقی و اشراقی بنا شده است، انتقال اینگونه مفاهیم در نمونه تصویری سازوکار ویژهای پیدا میکند. زیباییشناسی عرفانی بهزاد در قالب نماد و نشانه به زیباییشناسی بصری در اثر او تبدیل میشود.