رویکردهای چندگانه در تحلیل حکایت «فقیه و پدر» از گلستان
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه گلستان، گلستان، ایران
doi
10.22126/rp.2022.2403چکیده
گلستان سعدی به دلیل جامعیت در مضمون و عرضه ابعاد مختلف تجربه انسانی، برای نگریستن از زوایای مختلف قابلیتهای بالقوه زیادی دارد. مبنای نظری این پژوهش از دیدگاه برسلر مایه میگیرد که نقد نسبی گرا صرفاً قائل به وجود نظریه ای واحد نیست و از نظریات گوناگون و حتی مغایر بهره می گیرد. رویکرد مطلقگرا همانطور که زوایایی پنهان یک اثر را نشان می دهد، زوایای بسیار دیگر را نادیده می گذارد؛ بنابراین برای رسیدن به بینش عمیق و نشاندادن توانهای بالقوه متن، مطلق گرایی کارآمد نیست. به تعبیر ایتالو کالوینو، نویسنده ایتالیایی، آثار کلاسیک همواره ابری از گفتمانهای نقادانه ایجاد میکنند و هر بازخوانی از آنها، کشف تازهای است. این مقاله درصدد است با اتخاذ رویکردهای متفاوت در خوانش حکایتی از گلستان سعدی علاوهبر تحلیل زوایای پنهان متن، ایجاز و فشردگی مفهومی را به مثابه وجه هنری این حکایت نشان دهد. در این پژوهش، به روش توصیفی- تحلیلی حکایت «فقیه و پدر» از باب دوم با رویکردهای نقد نو، روایت شناسی، بلاغت، بینامتنیت و نقد اخلاقی تحلیل شده است. در نقد نو به مسألة تنش و همپیوند عینی و نیز دلالتهای ضمنی برخی واژگان پرداخته شده است. در روایت شناسی جنبه های روایی متن خصوصاً از نظر کشمکش و صدای راوی تحلیل شده است. در تحلیل بلاغی، به حکایت از نظر شیوة تأثیر بر مخاطب و روش استدلال نگریسته شده، تحلیل بینامتنی نیز در قالب کاربرد آیه، حکایت درونهای، تلمیح به شعر سنایی و تداعی محتوای مشابه در دیگر آثار سعدی ارائه شده است. در نقد اخلاقی، متن با رویکرد اخلاق توصیفی و هنجاری بازخوانی شده است. این رویکردها براساس قابلیت متن و توان خواننده برای به فعلیت درآوردن زوایا و سفیدخوانی های متن قابل گسترش است. هریک از این رویکردها به منزله پرتوی است که بر زوایای تاریک حکایت تابانده می شود. نتیجة چنین تحلیلی دریافت کلیت اثر هنری و درک ایجازی است که نه در سطح لفظ، بلکه در سطوح معنایی قابل درک است.