تحلیل مقایسه ای مؤلفه های سوررئالیستی در رمانهای بوفکور و گاوخونی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22126/rp.2022.2400چکیده
همواره هدف اصلی هنر و حتی زندگی این بود که به گسترش تعریف از واقعیت بپردازد که هر چیز «شگفت انگیز» را شامل شود. سوررئالیسم بر آن است که از اساس واقعیت را بهگونه ای دیگر تعریف کند تا با گسترشدادن تعاریف، اموری را که دیگران غیرواقعی می نامند، واقعیت نام نهد. آندره برتون و لویی آراگون، با الهام از پژوهش های فروید پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت درک باطن یا ضمیر ناخودآگاه که منشأ تخیل است، بنا نهادند. مکتب سوررئالیسم که در اساس جنبشی پاریسی بود، در ایران با صادق هدایت شکل گرفت. در رمان بوفکور هدایت و رمان گاوخونی مدرس صادقی از مؤلفه های بارز این مکتب مانند: زاویهدید اوّل شخص، تصادف عینی، فردگرایی و گریز از اجتماع ، اشیای سوررئالیستی، عشق و غریزۀ جنسی، جهان وهم و رؤیا، زمان و مکان نامشخص، تخیل، درونمایه های اگزیستانسیالیستی، ابهام، اقتباس از نظریه روانکاوی فروید، اسطوره و نماد، نگارش خودکار، تضاد و تناقض و طنز بهره گرفته شد. نوشتار پیشرو، با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است و به این برآیند کلی رسیده که مؤلفه های مشترک سوررئالیستی در هر دو اثر نمود دارد؛ اما گوناگونی بسامد مؤلفه های مشترک در بوفکور بیشتر است. با این توضیح که جهان راوی بوفکور گسترده است و در هر دو، مؤلفه سوررئالیستی به شکلهای متنوع در متن وجود دارد.