پیامدهای شناختی تعمیم پذیری حکایت در کلیله ودمنه، مرزبان‌نامه، گلستان و بهارستان

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22126/rp.2022.2398
چکیده

حکایت، تمثیلی است برساخته برای معنادادن به یک تجربۀ جمعی با هدف تعمیم گستردۀ آن به‌عنوان درکی فراگیر از آن تجربه. پرسش پژوهش حاضر  این است که کاربرد حکایت با توان تعمیم فراگیر و قابلیت­های کاربردیش زمینۀ چه پیامدهای شناختی را در خود دارد؟ بررسی علل تعمیم­پذیری در زبان و عناصر روایی در کلیله­‌و‌دمنه، مرزبان‌نامه، گلستان و بهارستان نشان ­می­دهند؛ که زبان حکایت از: واژگان پرکاربرد، ساده و دارای معنای عام، گروه­ های اسمی کوچک و جملات کوتاه آفریده شده­است. ساختار روایی حکایت، کوچک و پیرنگ ساده و کاملی دارد، تیپ­های شخصیتی که با کاربرد اسم­ عام و صفت­ پردازش­ می ­شوند. حادثه­ پردازی با رخدادهایی اندک که در افعال جملات بسیار کوتاه گنجانده­ شده­ اند. صحنه،­­ اغلب با قیدهای زمان و مکان کلی و مبهم پردازش شده ­است. راوی دانای کل درونمایۀ کلی و عام حکایت را در اوج روایت می‌گنجاند؛ بنابراین حکایت به سبب زبان و ساختارش چنان توان تعمیم­ پذیری­ پیداکرده که مصداق­هایش می­ توانند به همۀ انسان­ها در همۀ زمان­ها و همۀ مکان­ها تعمیم ­­­یابند. افزون­ براین ویژگی­های زبانی و روایی تعمیم ­پذیر، قابلیت­های کاربردی به حکایت بخشیده­ است. ازجمله؛ قابلیت به‌خاطرسپاری، قابلیت نقل شفاهی، قابلیت مفهوم ­سازی، قابلیت کاربرد تمثیلی عناصر روایی، قابلیت پذیرش گستردۀ معانی ضمنی، قابلیت معنادارکردن تجربه، قابلیت خیال­ پردازی خلاقانه، قابلیت اقناعی، قاعده سازی. توان تعیم ­پذیری و قابلیت­هایی که حکایت دارد، زمینۀ کاربرد فراگیر آن را فراهم ­کرده ­است و کاربرد فراگیر برخی پیامدهای شناختی را در خود دارد. ازجمله؛ کل­نگری، هویت همگون، ماندگاری باورها، تقلیل­ گرایی در شناخت، دید یک بُعدی به پدیده­ ها، مطلق انگاری و پیشداوری‌های ذهنی‌.