طبقهبندی و تناسب اراضی برای توسعهی مناطق محروم در چهارچوب اقتصاد مقاومتی مطالعه موردی: شهرستان ریگان، جنوب شرق استان کرمان*
نویسندگان
1 استادیار علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
doi
10.22111/gdij.2017.3352چکیده
حفظ منابع خاک و آب، توسعهی پایدار و اشتغالزایی در مناطق محروم و روستایی بهعنوان یکی از مهمترین راهبردهای مدیریت دانایی محـور در کشـور مطـرح میباشد. مطالعات خاکشناسی، قابلیت آبیاری، طبقهبندی استاندارد و تناسب اراضی برای اصلاح یا جایگزینی کاربری فعلی و همچنین روشهای نوین آبیاری بهمنظور افزایش راندمان مصرف آب در بخش کشاورزی و افزایش ارزش افزوده تولیدات کشاورزی قدم مهمی برای دستیابی به اقتصاد مقاومتی محسوب میشود. در اینراستا، مطالعهای در شهرستان ریگان، واقع در جنوب شرق استان کرمان انجامشد. منطقهی مورد نظر بسیار محروم بوده و این تحقیق از نظر تولید فرصتهای شغلی برای مردم و الگو قرارگرفتن برای مناطق مجاور مهم میباشد. اهداف اصلی این تحقیق امکانسنجی اصلاح و ایجاد قابلیتهای جدید در منابع خاک و آب اراضی منطقه بهمنظور رفع یا کاهش محدودیتها در بهبود یا تغییر نوع بهرهوری از اراضی و ارتقاء اقدامات مدیریتی در منطقه میباشد. جهت نیل به اهداف فوق، مطالعات میدانی ازقبیل مکانیابی و حفر 23 خاکرخ و انجام 160 نمونهبرداری از خاکهای منطقه انجامشد. با استفاده از سایر دادههای کمکی مانند تصاویر ماهوارهای، نقشههای زمینشناسی، پستی و بلندی، اطلاعات هواشناسی، مطالعات پیشتر انجامشده و نتایج تجزیه و تحلیلهای آزمایشگاهی، اقدام به تهیه نقشههای موضوعی مختلف مانند ارزیابی منابع اراضی، طبقهبندی استاندارد و قابلیت آبیاری اراضی برای دو روش آبیاری سطحی (سنتی) و موضعی (مدرن) شد. سپس ارزیابی تناسب فعلی و آتی اراضی برای سه نوع بهرهوری اراضی شامل گندم آبی، یونجه و خرما صورتگرفت. اراضی منطقه در سه شکل ظاهری دشت دامنهای، فلات و مخروطافکنه آبرفتی قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشاندادند که خاکهای منطقه بر اساس روش جامع ردهبندی خاکها در دو تحت رده Salids و Gypsids جای میگیرند. ازجمله محدودیتهای قابل اصلاح اراضی منطقه میتوان به شوری و قلیائیت، لایه سختکفه و پستی و بلندی و محدودیتهای غیرقابل اصلاح نیز به اقلیم، مقدار زیاد سنگریزه خاک سطحی و عمقی اشارهکرد. با توجه به وجود منابع آب زیرزمینی و پس از انجام عملیات عمرانی و تغییر روش آبیاری و اعمال یک مدیریت کارآمد میتوان تمام منطقه را که در شرایط بایر هستند، به زیرکشت انواع بهرهوریهای مناسب (زراعی و باغی) اختصاص داد. بخشی از منطقه که دارای قابلیت کاربری کشاورزی است، برای تیپ بهرهوری گندم و یونجه درکلاس تناسب S2 و تمام منطقه برای خرما در کلاسهای تناسب S1 و S2قرار میگیرند. در نهایت میتوان گفت تحقق برنامههای توسعه نواحی روستایی، محرومیتزدایی و اهداف اقتصاد مقاومتی در بخش منابع آبوخاک با اعمال مدیریت مناسب قابل دستیابی میباشد.