رد پای تئاتر روایی بر سه نمایشنامۀ محمد یعقوبی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22126/rp.2022.2402
چکیده

تئاتر روایی که در تقابل با تئاتر ارسطویی است می­کوشد با تکیه بر تغییر و پشت‌کردن به تمامی عناصر موجود در تئاتر ارسطویی، مخاطبین تئاتر را به سوی شناختی درست هدایت کند. از مهم­ترین تکنیک­ها در تئاتر روایی «بیگانه‌سازی» است که با شیوه­ های مختلف می­ کوشد با به حداقل رساندن باورپذیری، مخاطب را به تفکر وادارد و او را به سمت قضاوت و داوری رویدادها و اصلاح امور سوق ­دهد. تئاتر روایی با تکیه بر تکنیک بیگانه ­سازی از تماشاگر نقدی روشنفکرانه می­خواهد تا به کسب معرفت و اخذ تصمیمی منطقی منجر شود. اهداف این مقاله کسب آشنایی بیشتر با اصول تئاتر روایی و تأثیرپذیری نمایشنامه­نویسان معاصر ازجمله محمد یعقوبی از تکنیک تئاتر روایی و بنیان ­های فکری آن است.­ همچنین به معرفی شیوه‌های بیگانه‌سازی که مهمترین تکنیک تئاتر روایی است پرداخته شده است. در راستای این اهداف کوشش شده است با شیوۀ توصیفی- تحلیلی و روش کتابخانه­ای سه نمایشنامه از محمد یعقوبی که از نمایشنامه‌نویسان نوگرا و اثرگذار دهه­ های اخیر در ایران است تحلیل و بررسی شود. این سه نمایشنامه عبارت‌اند از: یک دقیقه سکوت، نوشتن در تاریکی و زمستان 66.. نتایج بررسی این سه اثر، نشان می­ دهد که او در نمایش­نامه­ هایش از شیوۀ نمایشی رایج ارسطویی یا کلاسیک به شیوه ­های مدرن نمایشی رو می ­آورد و مشخصه­ های تئاتر روایی و شیوه های تکنیک بیگانه‌سازی در نمایش­نامه ­ها و اجرای آثار او قابل مشاهده است.