مواجهه خودی و دیگری در رمانهای مهاجرت رضا قاسمی بر پایه الگوی لوتمان ( چاه بابل، وردی که برهها میخوانند)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/rp.2022.7303.1481چکیده
فرهنگها در الگوی خودی و دیگری لوتمان، خواستههایی ناهمگن و متناقض نسبت به هم دارند. مهاجران در برابر این رویکردها، عملکردی تقابلی، تعاملی و پذیرشی نسبت به فرهنگ «نهآشنا» دارند. لوتمان درونیات فرهنگی و هویّت فرد یا نویسندة مهاجر را تبیین و رمزگان آن را دستهبندی کردهاست که امروزه آن را الگوی متداول لوتمان مینامند. جستار پیش روی، رمانهای مهاجرت رضا قاسمی (چاه بابل و وردی که برهها میخوانند) را بر پایة دیدگاه نشانهشناسی فرهنگی لوتمان با کاربست مفاهیمی همانند سپهر نشانهای (نابرابری ساختاری، مرز، مرکز و پیرامون)، دوگانگی فرهنگی (حاشیهنشینی) و ضربههای فرهنگی با رویکردی توصیفی- تحلیلی بررسی کردهاست. دستاورد پژوهش نشان میدهد رمزگان و نشانههای فرهنگی در مرز، نابرابری ساختاری و مرکز، نشاندهندۀ مناسبات میان متنها و فضاهای متفاوت است که باعث شده مرزی تعیینشده مانع التقاط فرهنگ خودی با دیگری شود. در واقع قاسمی توانسته فیلترینگ لازم را بهکار ببرد و فرهنگ خودی را در داخل مرز از تداخل «بیگانه/ دیگری» در امان نگاه دارد. به باور کلیتر رضا قاسمی فرهنگ خودی را در برخورد با فرهنگ دیگری با وجود تناقض و تقابل فرهنگ خودی و دیگری حفظ کرده، دیگری را در خارج مرز مؤلفههای فرهنگ خودی نگه داشتهاست، اگرچه باید باور داشت که این امری مطلق نیست.