بازتاب مرگ و مرگاندیشی در ادبیات داستانی معاصر ایران (بر پایۀ پنج اثر برجسته)
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
doi
10.22126/rp.2022.7224.1469چکیده
جستار پیشرو با عنوان: بازتاب مرگ و مرگ اندیشی در ادبیات داستانی معاصر، به دنبال آن است تا با روش تحلیلی- توصیفی موضوع مرگ و چگونگی انعکاس آن را در پنج اثر برجستۀ داستانی معاصر (تا پیش از انقلاب اسلامی) بررسی و از این طریق دیدگاه نویسندگان این آثار را دربارۀ مرگ و جهان پس از آن به خواننده ارائه نماید. پنج داستان انتخابشده در این مقاله عبارتاند از: دارالمجانین اثر محمدعلی جمالزاده، بوف کور اثر صادق هدایت، عزاداران بَیَل اثر غلامحسین ساعدی، روز اول قبر اثر صادق چوبک و کلیدر اثر محمود دولتآبادی. در بررسی و واکاوی آثار یادشده که در چهارچوب مؤلفههای: روان شناختی، فلسفی و فرهنگی- تاریخی انجام پذیرفت، آنچه بهدست آمد عبارت است از: «مرگ» و «پایان زندگی» یکی از مهمترین دغدغههای اهل قلم در این عهد و عصر بوده، در نوشتههای آنان عمدتاً بازیابی منفی داشته است. البته، این بازتاب بیشتر برخاسته از دو مؤلفه فرهنگی و اجتماعی است تا مؤلفههای دیگر. در تفاوت بین این آثار نیز باید گفت: مفهوم «مرگ» در رمان کلیدر با «شهادت» گره خورده و ـ برخلاف چهار رمان دیگر ـ رنگی آرمانی و ارزشی به خود گرفته است.