مصرفگرایی نمادین و جداییگزینی فضایی در شهر تبریز مطالعه موردی: کوی فردوس و ولیعصر
نویسندگان
1 استادیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز
2 استادیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز
doi
10.22111/gdij.2017.3180چکیده
هر فرمی در داخل چشم اندازهای جغرافیایی در ارتباط با فرایندهای اجتماعی شکل می گیرد. جداییگزینی اکولوژیک و فضایی در داخل شهر ها دلایل متعددی ازجمله ویژگیهای اجتماعی ، نژادی ، اقتصادی دارد. مصرفگرایی نمادین که یک نوع سبک زندگی به شمار می رود، سبب میشود تا افراد با سلایق مشابه در محلات مرفه نشین شهرها دور هم جمع شده و از این طریق تشخص خاصی را به محل زندگی خود میدهند که مانع از ورود افراد با سبک زندگی متفاوت به این محلات میشود. این تحقیق قصد دارد تا به بررسی رابطه بین مصرفگرایی نمادین و جداییگزینی اکولوژیک در شهر تبریز در دو محدودهی جداگانهی کوی ولیعصر و فردوس به مطالعه بپردازد. سؤال اصلی تحقیق "آیا بین مصرفگرایی نمادین و جداییگزینی اکولوژیک رابطه وجود دارد"، میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ ماهیّت از نوع پژوهشهای کمّی با روش توصیفی-تحلیلی میباشد که در آن برای یافتن پاسخ به سؤالات از پیمایش استفاده شده است. برای تحلیلهای آماری از آزمون همبستگی پیرسون و برای آزمون استقلال دو نمونه ازهم از آزمون یومن ویتنی استفاده شد. تعداد نمونه انتخابی برای کوی ولیعصر 350 نفر و برای کوی فردوس 150 نفر بود. نتایج مربوط به آزمون همبستگی نشان میدهد که همبستگی مثبت با ضریب 623/، 0 بین مصرفگرایی نمادین و جداییگزینی اکولوژیک وجود دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان میدهد که 39 درصد از علت جداییگزینی را میتوان در ارتباط با مصرفگرایی دانست. نتایج به دست آمده از آزمون استقلال دو نمونه از هم نیز نشان میدهد اگرچه این دو جامعه به لحاظ وفاداری به برند و تمایل به جداییگزینی تفاوتی از هم ندارند ولی تمایل به تجملگرایی و مصرف کالاهای لوکس و دلایل اجتماعی و نگرشها و رویکردهای آنان نسبت به هم متفاوت بوده و همین امر سبب شده است که گروهی محله ولیعصر و گروهی دیگر محله فردوس را به عنوان برند برای جداییگزینی انتخاب نمایند.