بررسی تطبیقی و انتقادی عناصر داستانی در منظومههای هفتپیکر نظامی، هشتبهشت امیرخسرو دهلوی، یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون جامی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران
2 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران
3 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران.
4 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز، ایران
doi
10.22126/rp.2021.6741.1389چکیده
بخش عظیمی از خلاقیتهای هنری، بهخصوص در متون کلاسیک، صرف آفرینش منظومه هایی شده است که قدرت آفرینش، تخیل و قصه پردازی شاعران را نشان میدهد. در پژوهش حاضر با در نظر گرفتن هفت پیکر نظامی، هشت بهشت امیرخسرو، یوسف و زلیخا و لیلی و مجنون جامی به بررسی تطبیقی و انتقادی این منظومه ها پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که تأویل پذیری، روابط علّی و معلولی مستحکم، ساختار قصه در قصه، غافلگیری در پایان داستان از ویژگی های پیرنگ در هفت پیکر نظامی است. برخلاف نظامی، داستانهای هشت بهشت روابط علّی و معلولی مستحکمی ندارند و پیرنگ داستانها اغلب طرح یک چیستان و در نهایت رمزگشایی آن است. در طرح داستانهای جامی اصراری برای ایجاد گره نیست. اغلب شخصیتهای محوری این منظومه ها زنان هستند که در این میان، زنان هفت ییکر اغلب بسیار باحیا، بی باک و اندیشمند هستند و در مقابل آن، زنان منظومه هشت بهشت اغلب شهوتران، مکار و خیانتکارند. زنان در منظومه های جامی نیز منفعل و مطیع قدرت مردان (پادشاهان، وزراء، پدر و...) هستند. نظامی به توصیف طبیعت و فضای داستان اهمیت ویژهای داده است در صورتی که امیرخسرو به وصف مکر زنان و خیانت های آنها توجه بیشتری کرده است. منظومه های جامی حد فاصل میان این دو شاعر است و فضاسازی جامی در حوادث داستان، متناسب و در القای مفاهیم مد نظر شاعر بسیار مؤثر است.