قواعد جهان ژئوپلیتیکی در دوران پسا وستفالیایی وتقویت نظام تولید و زایش کشورهای جدید
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه پیام نور
doi
10.22111/gdij.2017.3187چکیده
کشورهای موجود در فضای ژئوپلیتیک جهان در طیّ تاریخ همواره محل تغییر و تحول بوده و خواهند بود. در این رابطه، مجموعه نیروهای تغییر شکل سازی در عرصهی ژئوپلیتیک جهانی وجود دارند که جریان تغییر و دگرگونی را تداوم می بخشند. در رابطه با این تغییر، ایزوستازی یا تعادلی مابین نیروهای سیاسی- جغرافیایی متضاد هم باید مدّ نظر قرار گیرد که این تعادل در راستای وحدتسازی یا جداسازی ناشی از عامل حرکت می باشد. نیروهای مخالف هم در دانش جغرافیای سیاسی با مجموعهای شامل 500 نیرو با نامهایی همانند نمادنگاری، سیرکولاسیون، گریز از مرکز و گرایش به مرکز و براساس یافتههای این پژوهش سرزمینزدایی و سرزمینسازیِ مجدد طبقهبندی میشوند. گرچه رویکرد اصلی این نوشتار نوواقع گرایی بوده و توجه اصلی آن به بازیگری حکومت در کنار سایر بازیگران فروملّی و فراملّی میباشد؛ اما ملیگرایی به عنوان یکی از اصلیترین نیروهای ساختارزدا و تغییرشکلسازی است که امکان و شرایط تولید کشورهای جدید را فراهم میسازد. جهانی شدن، واقعیات ژئوپیتیکی و روابط قدرت ازجمله دیگر شرایطی است که این تولید را تسهیل میسازد. روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی بوده و در پی پاسخ به این سؤال میباشد که آیا کشورهای جدیدی به نقشهی سیاسی جهان اضافه خواهد شد یا خیر؟ نتایج پژوهش نشان میدهد نیرویی به نام سرزمینسازیِ مجدد در جغرافیای سیاسی وجود دارد که فضا و قوانین جغرافیای سیاسی جهان ما را طیّ سالیان پیش رو تعریف و تعیین میکند و امکان تولید و ظهور کشورهای جدید در عرصهی فضای سیاسی جهان را فراهم میسازد.