کاربست نظریهی زمان روایت ژرار ژنت در رمان «طریق بسمل شدن»
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5981.1281چکیده
روایت شناسی با رویکردی مشخص به بررسی ساختار روایت می پردازد. ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی، در نظریۀ زمان در روایت، گونه های مختلف زمان را از سه جنبه نظم، تداوم و بسامد بررسی کرده است. نظم، ترتیب بیان روایت و تداوم، طول مدت روایت است و بسامد، به بیان مکرر وقایع میپردازد. در این پژوهش تلاش بر این است تا با روش تحلیلی ـ توصیفی ابتدا نظریۀ ژنت را توضیح دهیم سپس به تطبیق این نظریه در رمان طریق بسمل شدن اثر محمود دولت آبادی بپردازیم. دولتآبادی، داستان نویس مشهور فارسی، در این رمان تصویری از جنگ ایران با عراق ارائه داده است. زمان بهکار رفته در این اثر به شکل هزارتو و پیچدرپیچ است، بهگونهای که این شیوۀ روایتِ زمان سبب شده است که خواننده غالباً در درک زمان وقایع مختلف داستان دچار سردرگمی و آشفتگی شود. درواقع، در این رمان میتوان عملکرد تکنیکهای نظریه زمان همچون بسامد و تداوم را با تکرار زیاد مشاهده کرد. نوع روایتِ زمان در رمان، خواننده را به عنصری فعال در داستان تبدیل می کند. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که شگردهایی چون تک گویی درونی و گذشته نگری در این اثر، عملکرد بیشتری نسبت به دیگر شگردهای روایی دارند. عاملی که در این رمان باعث گستردگی زمان و درنگ در روایت شده است، گفتوگوهای درونی مداوم شخصیت اصلی داستان، توصیفات دقیق و جزئی و پرداختن به اموری است که در ارتباط دقیق با رخدادهای اصلی داستان نیست. بسامد مکرر در این رمان باعث کندشدن زمان شده است.